شرح بر زاد المسافر - آشتیانی، جلال الدين - الصفحة ٢٢٧
كه مراتب تنزلات وجود و معارج هستى، دورى است و در تجلى تكرار محال است، برزخى كه به آن، برزخ متصل و مقيد و قوت خيال، اطلاق شده است و صدر الحكماء آن را يكى از مقدمات معاد جسمانى قرار داده است، قوه خيال و يا حقيقت انسان در مقام نفس جزئى حيوانى است كه نفس، در اين مقام، جوهر مجرد قائم به ذات خود است نه قوه مادى و جسمانى نفس، جهت ادراك صور جزئى و صور منتزع از مواد خارج از نشأت ادراك جزئى ماده، هيولاى انسانى، بعد از طى درجات نباتى وارد مقام حيوانى كه به آن نشأت جزئى انسانى نيز اطلاق شده است، مىشود و بعد از طى درجات و استيفاى مراتب قوا و فروعات نفس حيوانى به مقام و موطن تجرد تام و مرتبه عقلانى نزديك مىشود. بنابراين، فطرت انسان بما هو انسان، آخر فطرت حيوان بما هو حيوان است لاختلاف الفطر و النشآت (فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْدِيلَ ...).
بنابراين، برزخ موجود بعد از دنيا، برزخ صعودى است و برزخ حاصل از تنزلات وجودى، برزخ قبل از دنياست كه از آن به جنت نزولى و از جنت بعد از نشأت دنيا كه حاصل از نتايج اعمال است، به برزخ صعودى تعبير نمودهاند. و اين، مسلم است كه مراتب تنزلات، غير مراتب معارج است، برزخ بعد از عالم دنيا، از مراتب معارج و مثال قبل از دنيا، از مراتب نزولات سيّال وجود است كه گه صعود نمايد گهى نزول.