شرح بر زاد المسافر - آشتیانی، جلال الدين - الصفحة ٢٢٠
هوياتها و هذا الوجود الخاص ... به اعتبار قوام آن به مقوم كلّ، باقى و دائمى است، اگر چه تبدل و سيلان و حركت در مجالى و مظاهر آن، واقع شده است. ملاك جهت وحدت كثرات و ملاك بقاى هويت شخص، همان وجود خاص است كه در جميع نشآت موجود است و اين وجود خاص همان بدن انسانى خاص است كه به نفس نطقى قائم است و اين بدن، در مرتبهاى داراى سيلان و در مقامى ثابت و در مرتبهاى محل صورت نوعيه يعنى نفس ناطقه و در نشآت آخرت همين بدن، ظل نفس ناطقه و به حسب اصل وجود حىّ و شاهد و حاضر است و مىشود وجود واحد داراى وحدت جمعى باشد كه در مرتبهاى مجرد تام و صرف و در مرتبهاى مجرد برزخى، و در مرتبهاى جسم متكمّم به حساب آيد و سرّ اين جمعيت، در وجود سعى انسان است. و الوجود كلّما كان أقوى، كان أكثر جمعية ...
از خلاف آمده عادت به طلب كام، كه من
كسب جمعيت از آن زلف پريشان كردم