شرح بر زاد المسافر - آشتیانی، جلال الدين - الصفحة ١٩٢
رحمت و بر كافر و فاسق، عذاب و نقمت است (بر يكى زهر است، بر ديگر شكر) (كُلًّا نُمِدُّ هؤُلاءِ وَ هَؤُلاءِ مِنْ عَطاءِ رَبِّكَ) [١].
بنابر طريقه شيخ رئيس و اتراب و اتباع او كه به جهات تجسم نفوس معتقد نيستند، نحوه عذاب و رحمت، نسبت به نفوس محشور در قيامت و آخرت از قرارى است كه ذكر شد بدون آن كه نفس، در ابدان متردد شود، كما يقول به التناسخية.
و اما بنابر معاد جسمانى و حشر نفوس در مقام حيوانى، بيان كرديم كه حشر، داراى مراتبى است، مرتبه اعلاى نفس و مقام تجرد تام آن، محشور با ملائكه مقربان و يا مقام و مرتبه مقدم بر مقامات ملائكه، مثل نفوس كمّل از اهالى جنت ذات و صفات حق و مرتبه دانى نفوس، حشر به صور ابدان است، ابدانى عين ابدان دنيوى. به اين معنا كه بدن محشور در قيامت، همين بدن موجود در دنياست با حفظ تمايز بين بدن اخروى و دنيوى. و اگر جاهل مغرورى پافشارى كند و بگويد:
بدن اخروى و بدن دنيوى به حسب ذات و ذاتيات و لوازم و عوارض وجودى متحدند، به اين معنا كه تمام آثار مترتب بر بدن دنيوى، بر بدن محشور در آخرت نيز مترتب مىباشد به اين نحو كه بين دنيا و آخرت اصلا فرقى نيست، بايد با او اصلا مواجه نشد و از او فرار كرد، چه آن كه به ضرورت كتاب و سنّت، نشأت آخرت، دار بقا و نشأت دنيا، دار فنا و زوال، و آخرت در طول دنيا و بهشت و دوزخ معاد نفوس، نتيجه اعمال و مترتب بر ثمرات و ارادات و داخل حجب سماوات و ارض است، اگر چه طبيعت جهنم به طبيعت دنيا خيلى نزديك است و به منزله صورت دنيا و حقيقت شهوات است، به همين مناسبت اهل معرفت گويند:
«و لا خلاص لمن لم يكن أكثر همّه (همّته) الآخرة و أكثر فكره فى عالم النور ...».
به اين معنا كه اگر كسى دنيا و لذائذ دنيا را وجهه همت و قبله مقصود خود
[١]اسراء [١٧] آيه ٢٠.