شرح بر زاد المسافر - آشتیانی، جلال الدين - الصفحة ١٦٧
اعتقاد به ابدى بودن نفس و بقاى آن بعد از بوار بدن با حدوث آن سازش ندارد؛ چون هر حادثى، در ماده موجود مىشود، و مسبوق به ماده و استعداد است، و بالأخره بسيط نيست، و هر مركب خارجى، در آن، قوه فساد موجود است و هيچ امر حادثى باقى و دائمى نمىباشد [١] فقط يك اشكال بر اين مسلك وارد است كه خود اردستانى هم بايد به آن ملتزم شود و آن مطلب از اين قرار است كه: موجود مجرد تام الوجود عقلانى امكان ندارد در مرتبه متأخر از ذات- با آن كه بر همه جسمانيات احاطه دارد و مجرد تام و در رتبه مجردات تامه خلق شده است- محل حوادث قرار گرفته و به بدن خاص جزئى تعلق گيرد. و از اين امر مجرد عقلانى و ماده جسمانى، موجود واحد داخل در نوع واحد موجود شود، بدون آن كه در مرتبهاى از مراتب وجود، متحد با ماده باشد.
به عبارت واضحتر: امكان ندارد از موجود مجرد صرف و مادى محض، نوع كامل طبيعى حاصل شود؛ چه آن كه تصرف نفس در بدن، امرى ذاتى و طبيعى
[١]. اين، منقوض است به مسأله وجود صور و هيآت حاصل از اعمال و افكار كه بعد از مزاولت جوهرى و كامن، در وجود نفس مىشوند و قهرا منشأ رحمت و تنعّم و آلام و عذاب اخروى مىباشند. و مسلم است كه نفس در اول مرحله وجود و طليعه ظهور، از جميع هيآت حاصل از بدن خالى است. و آنچه كه در لوح نفس حاصل شود، قهرا و بالضروره در سلك حوادث واقع است.
صور ادراكى حاصل از براى نفس، به اعتبار انتزاع اين صور از مواد خارجى، از ماده جسمانى تجرد دارند و حادثند [١]. و مؤلف حكمت صادقيه خود در موارد عديده به تجرد صور عقلى و مدركات كلى تصريح كرده و در كيفيت حدوث اين صور، از ملا صدرا تبعيت نموده و صور ادراكى را مفاض از عالم عقل مىداند. و مشاهده امور خارجى و لحاظ موارد جزئى از براى حصول و حدوث صور كلى جنبه اعدادى دارد. و نفس از اين راه داراى قوت بصيرت معنوى گرديده و به واسطه تهيه استعداد در مرتبه وجود نفس، صور قهرا از عالم معنا افاضه مىشوند.
[١] استادنا في المعارف الحكمية- و هو الحكيم النحرير سيد سادات اعاظم الفقهاء و الحكماء، آقا ميرزا ابو الحسن قزوينى ادام اللّه ظلاله- اين مسلك را از اردستانى در مقام تقرير عقايد و آراى حكما در امر پيدايش نفس در مجلس درس اسفار نقل و بر آن از جهات متعدد مناقشه نموده و اين مسلك را ابطال فرمودند.