شرح بر زاد المسافر - آشتیانی، جلال الدين - الصفحة ١٥٩
لازم و واجب است.
اما اين كه شيخ شهيد فرمود: «الصيصية الإنسانية خلقت تامة الخ»، در مقام تقرير مقدمه ديگر، جهت بيان وجه صحت تناسخ نزولى برآمده است. خلاصه كلام آن كه: علت تعلق ارواح به اجساد، فقر و نقص جوهرى و حاجت طبيعى نفوس است كه از اين طريق، طالب استكمال مىباشند.
اولين بنيه و هيكلى كه جهت هبوط نفس از عالم نور محض براى استكمال صلاحيت دارد و كاملترين بدنى كه به استعداد خاص خود از جهت تماميت وجود، از براى پذيرش نفوس متنزل از عالم امر و ملكوت اعلى مهياست، بدن انسانى است به اين اعتبار كه كاملترين ابدان است. پس اولين منزلگه انوار سپهبدى، بدن انسانى است. نفس، بعد از هبوط از جنت نزولى و ورود به عالم ماده و تعلق به بنيه و هيكل انسانى اگر چنانچه به كمال خاص خود نرسد و از ناحيه عقل نظرى و عقل عملى محيط به معقولات نباشد و به مقام ترفع از شهوات نرسد و اشواق جسمانى و انجذاب به سوى اجسام در وجودش راسخ گردد و بالأخره از مقام اول خود نيز متنزل شود و منغمر در شهوات و محاط به هيآت شهوى و غضبى و از ناحيه اكتساب صفات رذايل منغمر در صفات بهايم گردد، ناچار به ابدان مناسب با اخلاق و ملكات و عادات مكتسب منتقل شود و به اعتبار اخلاق و ملكات و عادات مكتسب از بهايم، حيوان و سبع بالفعل گردد. و صلاحيت تعلق به بدن انسانى از او سلب شود. و اين، مسلم است كه نفوس و ارواح متعلق به ابدان بهايم و جانوران و درندگان، استعداد ترقى به درجات انسانى را فاقدند؛ چون در مدت تعلق به ابدان بهايم، از ناحيه كسب خلقيات، از درجات انسانى انحطاط حاصل نمود و به واسطه مزاولت در اعمال بهايم، علاقه تعلق به ابدان حيوانى در وجودش راسخ و مستحكم شد.
اما اين كه فرمود: بدن و جوهر غاسق، سبب انجذاب نفوس مجرد و ملكوتى است، مطلب درستى نيست. و از اين ناتمامتر مطلب ديگر اوست كه فرمود: