شرح بر زاد المسافر - آشتیانی، جلال الدين - الصفحة ١٤٣
تجلى آخرين عقل وجود، به صورت برزخ ظاهر مىشود و بعد از طى درجات و عوالم برزخى به عالم ماده مىرسد و بعد از استقرار در رحم طبيعت، جهت به وجود آوردن قوس ديگر وجود كه قوس صعودى به آن اطلاق نمودهاند، دايره هستى تمام مىشود و آخر به اول واصل مىگردد- آن است كه در حكمت اشراق فرمايد:
«و هذا العالم المذكور نسمّيه «عالم الأشباح المجردة» و به تحقّق بعث الأجساد و الأشباح المعلقة المستنيرة التي مظاهرها ... طبقات من الملائكة لا يحصى عددها ... و مرتقى المتقدسين من المتألهين أعلى من عالم الملائكة».
بين مسلك اين شيخ عظيم و مذهب شيخ رئيس- قدس سرهما- در معاد چندان تفاوت وجود ندارد. شيخ رئيس موضع تخيّل برخى از نفوس را جسمى از اجسام سماوى مىداند. شيخ اشراق نيز به اين مسلك متمايل است و در مطارحات آن را اختيار نموده است. اين دو فيلسوف عظيم، معتقدند كه نفوس كاملان در علم و عمل و صاحبان سعادت حقيقى در آخرت و معاد محشور مىشوند بدون آن كه در اظهار افعال، محتاج به بدن باشند.
در نفوس متوسطان در علم و عمل و يا كسانى كه رجاى خلاصى از هيآت بدنى در آنان امكان دارد، شيخ رئيس معتقد است كه در آنان امرى كه باعث انجذاب آنان به سوى بدن باشد، وجود ندارد و بعد از قبول عذاب و تحمل شدايد، نفس آنان از عوارض مطهر مىشود و به مجردات مىپيوندد. و برخى از نفوس، متحمل عذاب دائمى هستند. و چون الم عذاب آنها عقلانى است، احتياج به بدن ندارند.
شيخ اشراق معتقد است كه عالم عذاب اين نفوس، عالم مثل معلقه است، چه براى آنها خلاصى از عذاب متصور باشد- به اين معنا كه بعد از مدتى تحمل عذاب، به مثل نوريه پيوندند- يا معذب دائمى باشند و مصداق «حَقَّتْ عَلَيْهِمْ كَلِمَتُ رَبِّكَ». و مخلدين نيز با صور برزخى به تفصيلى كه بيان شد محشورند.
چون حكماى اشراق به عالم اجسام و اشباح برزخى معتقدند، جميع مواعيد