شرح بر زاد المسافر - آشتیانی، جلال الدين - الصفحة ١٢٣
منافى كمالات لايق مقام تجرد و تروحن نفس، محشور شود و به طور دفعى- نه تدريجى- به باطن وجود، رجوع نمايد، خويش را در آلام روحانى مشاهده مىنمايد. و همان طورى كه لذات عقلى به حسب قوت و تماميت وجود، به مراتب اعلى و أتمّ از لذات جسمانى است، آلام عقلى خاص مقام باطن وجود انسان نيز اقوى و ادوم و أتمّ از آلام حسى است. معاقب در آلام حسى و منشأ عذاب در عذاب جسمانى، امرى خارج از وجود (معاقب) و نفس و موجبات آلام عقلى داخل در مملكت روح انسانى است.
نفوس صاحبان ذكاوت چون فاقد لذات عقلانى و متصف به آلام روحانى هستند، در مقام تحمل عقاب و عذاب و ادراك جهالات و تأثر از مبادى عذاب، به بدن و تعلق به جسمى از اجسام احتياج ندارند؛ چه آن كه هيچ لذتى از لذات حسى به مرتبه لذات عقلى نرسد. و هيچ المى از آلام عقلانى از حيث تماميت تأثير و مبدئيت اثر با آلام جسمى قابل مقايسه نمىباشد [١].
بايد دانست از آن جايى كه مراتب و درجات كمال علمى و عملى، قابل شدت و ضعف و كمال و نقص و داراى مراتب مختلف و متعدد است، درجات مثوبات روحانى و مراتب لذات عقلانى و درجات جنت و بهشت و مظاهر آن نيز متعدد و قابل شدت و ضعف است. و قهرا درجات و دركات نار و مراتب عذاب و الم عقلى نيز مختلف و متعدد است. و مسلما سعادت و شقاوت نيز به اين اعتبار داراى ادنى مرتبه و اعلىمرتبهاند، ولى تعيين مرتبه اخير سعادت و تميز ادنى مرتبه شقاوت به حسب قياس و برهان، مشكل و با تقريب و ظن، قابل تعيين است. [٢]
[١]الم نار عقلى در مقايسه با الم نار حسى، حكم غير متناهى نسبت به متناهى را دارد.
[٢]اشخاص مستحق آلام عقلانى، برخى قاصرند- و با حفظ وجود قوت و قدرت و استعداد تام جهت كسب كمالات عقليه و امور مربوط به تكميل عقل نظرى و انتقاش نفس به صورت وجود و تصور عوالم غيب و شهود و ايجاد نظام خارجى در نفس ناطقه به واسطه خارج نمودن نفس از مقام قوه به مقام فعليت تامه، از كسب معارف خوددارى نمودهاند ... و هؤلاء إمّا مقصّرون عن السعي في