شرح بر زاد المسافر - آشتیانی، جلال الدين - الصفحة ١١٨
بنابراين، كمال جوهر عقلانى آن است كه جميع حقايق وجودى در آن نقش بندند. و قوه عاقله است كه قدرت دارد حق اول- جل جلاله- را به قدر حوصله وجودى خود و سلسله مراتب وجودى صادر از مبدأ نظام هستى كه- النظام الكياني ظلّ للنظام الرباني- مجملا و مفصّلا، جمعا و تفصيلا، مراتب وجود حقّند.
اما اين كه به حسب كمّ مدركات عقلانى بيشتر و به حسب كيف تمامترند، سرّ
و از آن جايى كه علم و انكشاف در اين موطن و مشهد، نسبت به صور اسماى الهيه منشأ ظهور و تجلى و اظهار و ابتهاج است، علم در اين موطن، ملازم بل سبب علم به اشيا و ظهور اشيا است در جميع مواطن و مشاهد و حق، در هر مرتبهاى نسبت به هر شىء شاهد و حاضر است.
«و لمّا ورد الإخبار الإلهي بأنّ اللّه تعالى كان و لم يكن معه شيء، انتفت غيرية الأشياء بالنسبة إلى الوحدة التي هي محلّها الغيبي (معنوى) و ثبت أوّلية الحق من حيث الوحدة و بامتياز كثرة الأشياء المتعلقة ثانيا الكامنة من قبل في ضمن الوحدة و الجمع [١] بينها و بين الوحدة بالفعل ظهر الكمال المستجنّ في الوحدة أوّلا، فالفتح بذلك باب كمال الجلاء و الاستجلاء الذي هو المطلوب الحقيقي ...».
بنابراين، علم و ظهور و وجود، يك امر و از اطوار اصل واحدند. و جميع موجودات، همان طورى كه شئون ذاتى و صفتى و فعلى حقند، شئون علمى حق نيز مىباشند. و ظهور وحدت در كثرت و كثرت در وحدت از ظهور علمى جدا نيست. و كمال جلاء و استجلاء نيست مگر شهود حق خويش را در موطن ذات تارة، و در مظهر انسان كامل و جميع ذرارى وجود مفصّلا.
استاد مشايخنا العظام آقا ميرزا هاشم رشتى- نضّر اللّه وجهه- بر اين قسمت از نصوص، حواشى محققانهاى نوشتهاند كه با كتاب نصوص به انضمام مقدمه نگارنده اين سطور و حواشى شيخ عارف محقق افضل المتأخرين آقا محمد رضا قمشهاى بر چند موضع از مواضع شرح فصوص و مقدمه شارح محقق قيصرى و تعليقات حقير در دست طبع است. محصول آنچه استاد محقق آقا ميرزا هاشم در اين حاشيه مرقوم داشتهاند آن است كه: اشيا و حقايق متنزل از حق اول، صورت علم حق به ذات و كثرات وجودى، تعينات تعقلات حق در مشاهد و مواطن مختلف است. و همان طورى كه اشيا از طريق وسايط، مشهود حقند، حق اول، از طريق وجه خاص و قرب وريدى، حقايق را شهود مىنمايد. و علم ممكن به ذات خود علم به حق مقدم بر ادراك ذات خود را در بر دارد و لكن درك اين مسأله از غموض خالى نيست.
[١] نصوص، آخر كتاب تمهيد القواعد، چاپ گ، ط ١٣١٥ ق، ص ١٩٨؛