شرح بر زاد المسافر - آشتیانی، جلال الدين - الصفحة ١١٧
شيخ زياد سازش ندارد. و تفوّه به وحدت در ادراك عقليات، حاصل ذوق بىنظير شيخ است وگرنه بنابر ممشاى او صور عقلى، اعراض متأخر از وجود نفس و نفس جوهر، مبدأ صور و محل مدركات خود است. و عرض، در مرتبه معروض قرار نمىگيرد و بنابر مسلك شيخ تركيب عرض با موضوع، تركيب انضمامى است.
حكماى اشراق و مشّاى از قدما و متأخرين، به واسطه نرسيدن به اصل وحدت محفوظ در مراتب وجود و عدم نيل به سريان حق در اشيا و عدم تصور نحوه معيت وجود مطلق (هستى لا بشرط عارى از جميع قيود و تعيّنات) با وجود مقيد (هر وجودى غير از مقام صرافت و محوضت هستى كه از آن به مقام ذات تعبير نمودهاند، داراى قيد يا قيود است حتى وجود مطلق و فيض عام و اراده و قدرت فعلى حق كه به قيد اطلاق، مقيد است و همين تعين به قيد اطلاق، منشأ سريان اين حق مخلوق به است در مظاهر وجودى) سبب شده است كه در علم حق دچار آن همه زلّات شوند. اگر كسى از سرّ ظهور اصل وجود در حقايق اعيان و نحوه انبعاث اعيان از تجلى اعرابى حق كه منشأ كلمات وجوديه و مبدأ تحقق كتب الهيه است آگاه باشد، نه منكر علم تفصيلى در مقام ذات مىشود و نه ملاك علم حق را به صور مرتسمه مىداند (به اين معنا كه ملاك علم تفصيلى حق، صور مرتسمه عرضى و مفاهيم ذهنى مخصوص به عالم ماده در انتزاع صور از امور خارجى باشد).
بنابراين، اختلاف در مراتب علم، تابع نحوه اختلاف جهات مغايرت و تمايز بين عالم و معلوم است. و هر چه بين عالم و معلوم احكام وحدت بيشتر باشد، علم، تمامتر است، لذا موجودات واقع در عالم برزخ و مثال، يكديگر را در ذات، رفيق خود، شهود مىكنند. و حقايق موجود در عالم عقل به حكم «المؤمن مرآة المؤمن» رفيق خود را در صفحه وجود خود شهود مىنمايند. از قرب و نزديكى حقيقى و معنوى كه موجب رفع فواصل بين دو شىء مجرد است، علم حاصل مىشود و علم همان قرب حقيقى است. لذا قال الشيخ الكامل المكمّل: «... و إذ شهدت هذا الأمر و ذقته بكشف محقّق، علمت أنّ سبب كمال علم الحق بالأشياء إنّما هو من أجل استجلائه إيّاها في نفسه و استهلاك كثرتها و غيريتها في وحدته، فإنّ كينونة كل شيء- في أيّ شيء كان سواء كان المحلّ معنويا (مثل علم كه محل اعيان ممكنات است) أو صوريا- إنّما تكون و تظهر بحسب ما تعين و ظهر فيه لأنّه تعالى مبتهج بذاته و صفاته و يشاهد ذاته في مقام الجمع و يرى صفاته في مقام التفصيل في مرتبة الأعيان الثابتة، و شهود المجمل مفصّلا و المفصّل مجملا. جهات مغايرت و تمايز ناشى از قيود عارض بر اصل وجود، از اصل حقيقت مرتفع است، علم حق به اشيا در اين مشهد ربوبى، اتم انحاى علم و انكشاف است، كه برخى از ابناى توحيد و تفريد، از آن به علم اجمالى در عين كشف تفصيلى تعبير نمودهاند.