شرح بر زاد المسافر - آشتیانی، جلال الدين - الصفحة ١٠٦
شيخ، در فصل معاد، در مقام بيان آلام و لذات حاصل از براى نفس، چند مطلب اساسى را بيان نموده است. و در طى هر مقدمهاى فرموده: فهذا. يا: و هذا أصل. بعد در مقام بيان اين اصل كه برخى از كمالات، نسبت به قواى انسانى، كمال و لذتبخش است، ولى مادامىكه اين كمال به فعليت نرسد و يا اثر خود را در موضع قابل، ظاهر ننمايد و علم به آن حاصل نشود، اشتياق جهت تحصيل آن در نفس به وجود نمىآيد، فرموده است:
«... و أيضا قد يكون الخروج إلى الفعل في كمالمّا بحيث يعلم أنّه كائن و لذيذ و لا يتصور كيفيّته و لا يشعر بالتذاذه ما لم يحصل، و ما لم يشعر به لم يشتق إليه و لم ينزع نحوه، مثل العنّين؛ فإنّه متحقّق أنّ للجماع لذّة لكنّه لا يشتهيه و لا يحنّ نحوه إلّا الشهاء و الحنين اللذان يكونان مخصوصين به، بل شهوة أخرى كما يشتهي من يجرب من حيث يحصل به إدراك و إن كان موذيا، و بالجملة فإنّه لا يتخيّله. و كذلك حال الأكمه عند الصور الجميلة، و الأصمّ عند الألحان المنتظمة».
شيخ- قدّس اللّه عقله بنوره القدسي- بعد از بيان اين اصل كه نحوه لذات و التذاذ و كيفيت بهجت و سرور، نسبت به وجودات و احوال موجودات مختلف است. و لذت، به لذات مخصوص به قواى حيوانى منحصر نيست، لذا نبايد شخص عاقل، خيال كند جميع لذات به لذات جسمانى يا ابتهاج خيالى كه جهت نفوس غير كامل حاصل مىشود منحصر است، مثلا مبادى اولى مثل عقول و
جسمانى و تحليه آن به صفات مختص به اصل وجود مثل علم و قدرت و اراده و آراستن آن به صفات حميده كه اخلاق اللّه عبارت ديگر آن محسوب مىشود- كمال عقل عملى است.
كاملان در علم و عمل، كسانى هستند كه به زيور علم و تقوا آراسته شوند. و نيز بايد دانست كه از ناحيه تكميل عقل نظرى، مقام علم اليقين حاصل شود و از تكميل عقل عملى است كه انسان به نهايات درجات انسانى مىرسد. شهود حقايق و رؤيت اشيا به حسب حاقّ وجود و اصل حقيقت، وقتى حاصل مىشود كه انسان به چشم دل حقايق را بنگرد.