شرح بر زاد المسافر - آشتیانی، جلال الدين - الصفحة ١٠١
اوايل وجود مختلفند. و به حسب حشر و نشر و رجوع به حق جهت نيل به ثمرات اعمال و نتايج افعال، افراد انسان انواع متباينهاند، چه آن كه نفوس به صور اعمال و نيات متصوّر مىشوند. و از باب تجسم اعمال، نفوس در مقام ظهور به صور اخروى، صور ظاهر انسانى را در عالم ماده و دنيا مىگذارند و صور كامن در باطن نفوس آنان، در آخرت ظاهر مىشود و نفس در مقام بعث و حشر و نشر به صور اعمال متصور و نتيجة آنچه كه در عالم دنيا در سراير وجود مخفى بود، در آخرت ظهور پيدا مىكند.
روى اين ميزان، حشر و نشر نفوس، مختلف و متعدد است. و از آن جايى كه استعدادات موجود در ماده مختلف است، نفوس به حسب نيل به درجات اخروى نيز مختلفند و موطن حشر و مشهد اعمال و افعال آنان تعددپذير است.
نهايت وجودى و غايت برخى از نفوس، فناى فى الحق و بقاى به اوست. و اين مقام نيز داراى مراتب متعدد است كه نيل به اين درجات، تابع استعدادات نفوس مىباشد [١].
[١]مثلا جميع كمّل از اوليا و انبيا به مقام فناى در مقام احديت وجود، نايل مىشوند، ولى اين مقام براى بعضى از انبيا بالأصاله و براى بعضى به تبع و جهت بعضى بالوراثه و برخى از انبيا به واسطه و برخى بدون واسطه به مقام جنت ذات واصل مىشوند. و نيز واصلان به مقامات جنات صفات نيز به حسب مراتب وجود، مختلف هستند. و كذلك كسانى كه به مقام عقل، متصل مىشوند، به اعتبار مراتب وجودى عقول از طوليه و عقول عرضيه از جهت شدت و ضعف وجودى داراى اختلافند و در يك رتبه واقع نشدهاند، به همين مناسبت وارد شده است: «الطرق إلى اللّه بعدد نفوس الخلائق» و حق به اعتبار احاطه قيوميه، به همه حقايق، محيط است. و احاطه و قرب او نسبت به همه يكسان است.
ولى موجودات به حسب قرب و بعد نسبت به منبع نور و معدن وجود اختلاف دارند. وجود هر چه از عالم دنيا و انغمار در ماده دورتر شود، به مبدأ وجود نزديكتر است و هر چه كاملتر شود، حجب موجود بين او و حق كمتر مىشود. و اقرب موجودات به حق در قوس نزولى، عقل اول و صادر نخست است كه بدون وساطت موجودى، حق را شهود مىنمايد و اقرب از او به حق، حقيقت محمديه است در قوس صعودى، به اعتبار فناى در حق و بقاى به او و حصول فناى مطلق و تام و