ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٦٨ - اخبار
انجام دهى و آن اين است كه در مقابل بدى او احسان باو نمائيد.
ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ. فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ عَداوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ.
يعنى اگر چنين كردى آن دشمنى كه در مقابل تو و با تو طرف است دوست مهربانى خواهد شد و ما يلقيها اين خصلت و اين صفت را كه احسان در مقابل بدى باشد بدست نمىآورد إِلَّا الَّذِينَ صَبَرُوا مگر افراد صابر و شكيبا كه خود را از انتقام و كيفر باز مىدارند وَ ما يُلَقَّاها إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِيمٍ و نميرسد باين صفت مگر كسى كه بهره بزرگى از خير و كمالات نفسانى داشته باشد. و گفته شد حظ عظيم يعنى بهشت لقاه الشيء يعنى او را بآن شخص داد. حتى نالوه بالعظائم يعنى نسبت دروغ و جنون و سحر و غيره به حضرت پيغمبر داده و افتراء و تهمت باو بستند انك يضيق صدرك كنايه از غم و اندوه حضرت است بِما يَقُولُونَ گفتارهاى شركآميز آنان و يا طعن و استهزاء بحضرت و به قرآن فسبح بحمد ربك با حمد و سپاس خدا را از اين گونه نسبتهاى شركآلود منزه و پاك بدان و يا اينكه- اى رسول گرامى براى رفع غم و اندوهى كه بتو ميرسد بخدا متوجه باش و تسبيح و حمد او را بجاى آور كه حمد و تسبيح غم و اندوه را برطرف مىسازد وَ كُنْ مِنَ السَّاجِدِينَ سجده شكر براى چنين توفيقى و براى رفع غم و اندوه بجاى آور و يا كنايه از نماز است. يعنى از نمازگزاران باش كه در نماز تمام علقهها و ارتباطات از غير خدا قطع مىشود. إِنَّهُ لَيَحْزُنُكَ الَّذِي يَقُولُونَ ضمير انه ضمير شان است يعنى قضيه اين است كه تو از اثر گفتارهاى آنان كه ميگويند شاعرى مجنونى ساحرى و امثال اينها اندوهناك ميشوى فَإِنَّهُمْ لا يُكَذِّبُونَكَ.
مرحوم طبرسى گفته در معناى اين آيه به چند وجه اختلاف شده است و چند نظر داده شده ١- اين كفار حقانيت و صدق تو را ميدانند و بحسب باطن و عقيده درونى تو را تكذيب نميكنند گرچه از نظر عناد و لجاجتى كه دارند با زبان اظهار تكذيب مىنمايند و اين وجه نظريه اكثر مفسران است و مؤيد اين وجه روايتى است كه نقل شده رسول خدا ٦ با ابو جهل روزى برخورد كرد و ابو جهل با حضرت مصافحه نموده و اظهار محبت و ارادت نمود مشركان از اين عمل تعجب كردند و توضيح خواستند ابو جهل گفت بخدا سوگند من ميدانم و يقين دارم كه او بر حق است و راست ميگويد ولى آنچه كه مانع تسليم و اظهار ايمان من است اين است كه فكر ميكنم ما تا چه وقت بايد تابع فرزندان عبد مناف باشيم؟ پس از قضيه اين آيه نازل شد.
٢- اينكه كفار و مشركان دليل و منطقى براى تكذيب تو ندارند و نمىتوانند با حجت و برهان قرآن را باطل نمايند و دليل و مؤيد اين وجه روايتى از على ٧ است كه آن حضرت اين جمله را كه قرائت ميفرمود لا يكذبونك بدون تشديد مىخواند و به عنوان