ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٣٥٣ - اخبار
و اين يك روش ناپسندى است. لقمان بفرزندش گفت. اعتراض و اشكال اين گروه را شنيدى؟
فرزند گفت آرى. لقمان گفت حالا تو سوار شو و من پياده مىآيم چنين كردند بگروه ديگرى عبور كردند. آنها گفتند. اين پدر پدر بدى است و اين فرزند هم بد است اما پدر چون فرزندش را تربيت نكرده از اين جهت فرزند سوار شده و پدر را پياده دنبال خود قرار داده و پدر سزاوار احترام است و بايد او سوار شود. و اما بدى فرزند از اين جهت است كه با اين وضع به پدر بدى كرده. بنا بر اين هر دو داراى اعمال و شيوه زشت هستند. لقمان به فرزند گفت شنيدى؟
گفت بلى. لقمان گفت حالا هر دو با هم سوار ميشويم. هر دو با هم سوار مركب شدند و رفتند بگروه ديگرى برخورد كردند آنها هم باين عمل اعتراض كرده و گفتند. در دل اين دو نفر رحمى نيست و راستى از خدا بىخبرند هر دو با هم سوار بر اين حيوان زبان بسته شدهاند كه كمرش را بشكنند بارى را كه طاقتش نيست بر او حمل كردهاند اگر يكى از اينها سوار و ديگرى پياده بود خيلى بهتر بود. لقمان گفت شنيدى؟ گفت بلى. لقمان گفت حالا بيا هر دو پياده و مركب را خالى رها كنيم. مركب را جلو انداخته و خودشان دنبال او پياده حركت كردند. به گروهى برخورد كردند آنها نيز باين حالت اعتراض كردند و گفتند كار اين دو نفر شگفتانگيز است كه اين مركب را خالى گذاشته و هر دو پياده دنبال آن ميروند و آن پدر و پسر را مانند حالات گذشته مورد مذمت و نكوهش قرار دادند. لقمان بفرزندش گفت. فرزند با اين وضع آيا راهى براى جلب رضاى مردم بنظر تو ميرسد؟ بنا بر اين توجهى بمردم نداشته باش و خود را بتحصيل رضاى خداوندى مشغول ساز كه اين هدف براى اشتغال كافى است. و سعادت و خوشبختى دنيا و آخرت و روز سؤال و بازپرسى در اين رضاى الهى است.
٥- فتح الابواب. در روايت است كه موسى بن عمران ٧ بخداوند متعال عرض كرد خداوندا زبان اعتراض مردم را از من برطرف كن كه اينها مرا مذمت و نكوهش مىكنند.
(البته خيلى مورد آزار و اهانت قرار گرفت همچنان كه خداوند متعال ميفرمايد- لا تَكُونُوا- كَالَّذِينَ آذَوْا مُوسى احزاب ٦٩ مباشيد مانند كسانى كه موسى را اذيت نمودند) چنين گفته شده كه خداوند وحى كرد بموسى كه اى موسى اين كار را براى خودم هم نكردهام آيا انتظار دارى كه در حق تو انجام دهم؟ موسى عرض كرد. خوشنودم كه بتو تاسى داشته باشم.
٦- نهج البلاغه امير مؤمنان ٧ فرموده كسى كه نوك نيزه خشم را كه براى خدا باشد تيز و براى حمله بدشمن حق آماده نمايد بر نيرومندترين جبهه باطل پيروز و توان كشتن آنان را خواهد داشت. و فرمود. هنگامى كه نسبت به كارى ترس و وحشت داشتى با كمال قدرت خود را در دل آن كار بزن چون خوددارى شديد و احتياط كامل مشكلتر است از آن ناراحتى كه از آن ترس هست.