ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٢٨٣ - اخبار
٣- من گفتهام ارزش انسان و يا قيمت انسان به آن چيزى است كه او را نيكو ميشمارد.
خداوند متعال در داستان طالوت ميفرمايد.
إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاهُ عَلَيْكُمْ وَ زادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ. بقره ٢٤٧ خداوند از ميان شما طالوت را برگزيد چون داراى علم فراوان و بدنى قوى و نيرومند است ٤- من گفتهام كشتن و اعدام قاتل موجب كم شدن قتل و كشتار است. خداوند متعال فرموده.
وَ لَكُمْ فِي الْقِصاصِ حَياةٌ يا أُولِي الْأَلْبابِ بقره ١٧٩ قصاص و اعدام قاتل موجب و ضامن حيات و زندگى شما است اى خردمندان.
٣٤- تفسير قمى. امير مؤمنان ٧ فرموده. خوشا بحال كسى كه زيادى اموال خود را انفاق نمايد و زيادى سخن خود را نگاه دارد.
٣٥- قصص الأنبياء. حضرت آدم ٧ چون فرزندان و فرزندزادگانش زياد شدند در نزد او صحبت ميكردند ولى حضرت آدم ساكت بود. آنان گفتند. پدر. چرا سخن نميگوئى. گفت اى فرزندان من. خداوند متعال كه مرا از جوار رحمتش بيرون ساخت با من عهد و پيمان بست كه اى آدم اگر سخن خود را كم نمائى بجوار رحمت من باز خواهى گشت.
٣٦- ثواب الاعمال از پدرش ... از معمر بن خلاد از حضرت رضا از پدر بزرگوارش از حضرت صادق عليهم السّلام كه فرمود نجات مؤمن در حفظ زبانش است. امير مؤمنان ٧ فرمود. كسى كه زبانش را حفظ نمايد خداوند عيوب و زشتيهاى او را ميپوشاند.
٣٧- محاسن. ابن محبوب ... از مالك بن ايمن از حضرت صادق ٧ كه فرمود.
آيا نمىپسنديد كه نمازتان را بپا داريد و زكوه را بپردازيد و زبانتان را حفظ كنيد و در نتيجه اينها داخل بهشت شويد؟ و گفته است كه پدر من هم چنين نقل كرده است.
٣٨- مصباح الشريعه. حضرت صادق ٧ فرمود. سكوت و خاموشى نشانه و علامت آگاهى بتقديرات الهى و تسليم در برابر مقدرات است و سكوت كليد آسايش دنيا و آخرت است و موجب رضا و خشنودى خدا و تخفيف حساب و مصونيت از خطا و لغزش است.
و خداوند سكوت را پردهاى براى پوشش عيوب نادان و زينت براى دانا قرار داده است و با سكوت هواهاى نفسانى كنار ميرود و موجب تربيت انسان و شيرينى عبادت و از بين رفتن قساوت قلب و عفاف و پاكدامنى و مروت و جوانمردى و كياست و زيركى است. بنا بر اين تا وقتى كه راه چاره دارى راه و در زبانت را ببند مخصوصا اگر شنونده اهليت و شايستگى نداشته و با ذكر و مذاكره براى خدا و در راه خدا همفكرى و مساعدت ننمايد. ربيع بن- خثيم (زاهد معروف) روشش اين بود كه كاغذى در برابر خود ميگذاشت و هر چه سخن ميگفت