ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٣٨٤
يعنى آنان كه خشم خود را نگاه ميدارند و آن را اعمال نميكنند و در مجمع البيان است كه كنيز حضرت سجاد ٧ است آب سرسخت بدست حضرت كه آماده شود براى نماز ناگهان ظرف آب از دست كنيز افتاد و سر مبارك حضرت شكست. حضرت سرش را بلند كرد و نگاه كرد باو كنيز گفت خداوند ميفرمايد و الكاظمين الغيظ حضرت فرمود خشم خود را فرو بردم كنيز گفت و العافين عن الناس فرمود خدا تو را ببخشد كنيز گفت و اللَّه يحب المحسنين. فرمود تو را در راه خدا آزاد كردم.
اخبار اين باب
١- كافى على بن ابراهيم ... از عبد اللَّه سنان از حضرت صادق ٧ كه رسول خدا ٦ فرمود در خطبه خود. آيا ميخواهيد ...
ا لا اخبركم بخير خلايق الدنيا و الآخرة؟ العفو عمن ظلمك و تصل من قطعك و الاحسان الى من اساء اليك و اعطاء من حرمك.
آيا خبر دهم شما را به بهترين خصلتهاى دنيا و آخرت؟ ١- گذشت از كسى كه بتو ظلم كرده ٢- پيوند كنى با كسى كه از تو بريده ٣- احسان و نيكى بكسى كه بتو بدى نموده و بخشش بكسى كه تو را محروم كرده است.
بيان. خلائق جمع خليفه است بمعناى طبيعت و سرشت و منظور در اينجا حالات و ملكات ثابت و راسخ نفسانى است يعنى بهترين صفاتى كه در دنيا و آخرت نافع است (و تصل) در روايات ديگر اين تعبير آمده است (وصله من قطعك) و با تعبير بالا ممكن است بتقدير ان تصل كه بمصدر تاويل شده باشد كه هر دو در واقع يكى مىشود. و ممكن است گفته شود عدول از جمله اسميه بجمله فعليه (كه در قوه امر است و مقصود امر است) براى تاكيد بيشتر باشد كه عمل را انجام شده مىبيند و فرق اين جمله دوم با اولى اين است كه قطع پيوند مستلزم ظلم نيست ولى در جمله اول تصريح بظلم شده و مقصود جمله دوم اين است كه با كسى كه رابطه را قطع كرده معاشرت نمائى و احتمال دارد كه مخصوص پيوند خويشاوندى و صله رحم باشد چون غالبا در اين مورد استعمال مىشود.
و احسان در مقابل اسائه و بدى از هر دو مطلب آن دو جمله اخص است چون احسان بالاتر از عفو است. و بدى كردن هم اخص از قطع پيوند است چون مىشود رابطه را قطع كند ولى ديگر بدى ننمايد. و همچنين محروم كردن غير از بدى كردن و قطع رابطه است چون در مفهوم اسائه ضرر و زيان معتبر است كه در آن دو معتبر نيست و قطع بمعناى معاشرت نكردن است و ممكن است اين جملات تاكيد يك ديگر باشد با حفظ يك معنا كه در خطبهها و مواعظ تاكيد مرسوم است ٢- كافى. از عده مشايخ ... از اسحاق سبيعى مرفوعا از رسول خدا ٦ كه