ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٣٢٨ - اخبار
بيان. اين حديث دلالت بر اين دارد كه حياء دو قسم است. يك حياء خوب و پسنديده دوم حياء مذموم و ناپسند. اما حياء خوب و بجا آن حيائى است كه ناشى از عقل باشد باين معنا كه شرم و انقباض روحى از كارى باشد كه عقل روشن و يا شرع آن عمل را زشت ميداند.
مانند شرم و حياء از گناه و از عمل مكروه. و اما حياء و شرم بيجا و ناپسند حيائى است كه ناشى از حماقت باشد. مثلا از كارى كه عوام آن را بد ميداند ولى در واقع قباحت و زشتى ندارد كه عقل درست و دين مقدس اسلام حكم بزشتى آن نداده مانند پرسش و سؤال از مسائل علمى و يا مثلا انجام عبادات و دستورات شرعى كه جهال و مردمان نادان آن را قبيح مىدانند.
و جمله (فحياء العقل هو العلم) معنايش اين است كه چنين حيائى موجب ازدياد علم مىشود.
و يا باين كه علت چنين حيائى علم و آگاهى است كه تشخيص ميدهد بين خوبى و زشتى و بجا بودن و بىمورد بودن را. و حياء حمق علتش جهل و نادانى است كه موارد را تميز و تشخيص نميدهد. و يا باين معنا كه چنين حيائى موجب جهل و نادانى انسان مىشود. چون از پرسش احساس ننگ و شرم ميكند و لذا جاهل و نادان ميماند. و همين معنا مؤيد مطلبى است كه در حديث سوم گفتيم.
٧- كافى. از محمد بن يحيى ... از لهبى از حضرت صادق ٧ كه رسول خدا ٦ فرمود. چهار چيز است كه هر كس داراى آن صفات باشد اگر از فرق سر تا پايش غرق در گناه باشد خداوند آن گناهان را تبديل بحسنات ميفرمايد.
١- صدق و راستى ٢- حياء ٣- حسن خلق ٤- شكر و سپاس بيان اينكه فرمود.
بدلها اللَّه حسنات گناهان را تبديل به حسنات ميفرمايد. اين جمله اشاره بآيه قرآن است كه ميفرمايد إِلَّا مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلًا صالِحاً فَأُوْلئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ سوره فرقان ٧٠ مگر اشخاصى كه بسوى حق رجوع و توبه نموده و اعمال صالحه انجام دهند كه خداوند مهربان سيئات و گناهانشان را تبديل به حسنات ميفرمايد. در باره اين تبديل و معناى آن وجوهى گفته شد اول اينكه خداوند متعال گناهان گذشته آنان را بخشيد و عفو و محو مينمايد و بجاى آنها اطلاعات و عباداتى را كه بعدا انجام ميدهند ثبت ميفرمايد.
دوم اينكه حالت تمايل و ملكه ارتكاب گناه را كه در روح و باطن آنان بود. بحالت تمايل و ملكه عبادت و اطاعت تبديل مينمايد.
سوم اينكه خداوند توفيق اطاعت كه ضد گناه است بآنان عنايت ميفرمايد.
چهارم اينكه خداوند بجاى هر كيفر و عقابى كه در اثر گناه مستحق آن شدهاند ثواب