ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ١٠٣ - آيات
باو بگو و بشارت بهشت و همنشينى او را با خود ابلاغ كن. حضرت داود ٧ حركت كرد و در خانه آن زن را كوبيد زن بيرون آمد داود گفت تو خلاده فرزند اوس هستى؟ زن گفت آن خلاده كه چنين مقامى را دارد كه همنشين بهشتى تو باشد من نيستم- داود فرمود آيا تو خلاده. فرزند اوس از فلان طائفه نيستى؟ گفت چرا داود گفت تو همان هستى كه خدا وحى فرموده. زن گفت شايد شخص ديگرى هم نام من است. داود گفت خير. نه دروغ ميگويم و نه بمن دروغ گفته شده قطعا تو همان هستى. زن گفت يا نبى الله البته من تو را تكذيب نميكنم ولى در خود صفتى كه شايسته اين مقام باشد نمىبينم. داود گفت روش و برنامه زندگى تو چگونه است زن گفت بلى توضيح ميدهم. حالت من چنين است كه هر گونه مصيبت و رنجى كه از طرف خدا بمن برسد هر چه باشد و هر گونه بيمارى و گرسنگى كه پيش آيد در برابر تمام اينها صبر و شكيبائى نموده و حتى از خدا درخواست رفع اين مشكلات را نكردهام تا اينكه خودش آن مشكلات را برطرف و گرسنگى را بسيرى و آسايش تبديل نموده و اين تصور را هم نداشتهام كه حالات بعدى پاداش من باشد بلكه نعمتى است كه شكر و سپاس الهى را نمودهام.
داود گفت از اثر همين حالت و صفت باين مقام رسيدهاى. سپس حضرت صادق ٧ فرمود. بخدا سوگند اين همان دينى است كه خداوند براى بندگان صالح و شايسته خود پسنديده است.
٦٥- مؤمن (شايد مؤمن طاق منظور است) از حضرت باقر و يا صادق ٧ كه فرمود: آن بنده مسلمانى كه خداوند او را گرفتار مشكلى كرده باشد و او صبر نمايد خداوند پاداش هزار شهيد باو عطا خواهد فرمود و از موسى بن جعفر ٧ كه فرمود هر كس كه خداوند او را به بلاء و مصيبتى گرفتار نمايد و او صبر كند براى او پاداش هزار شهيد خواهد بود.
باب ٦٣ اين باب در موضوع توكل- واگذارى كار بخدا- تسليم در برابر اراده و تقديرات الهى- نكوهش اعتماد بغير حق و لزوم گفتن ان شاء الله در هر كارى (مقيد ساختن هر پيش بينى باراده و بمشيت پروردگار) است
. آيات
بقره ٢١٦ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتالُ وَ هُوَ كُرْهٌ لَكُمْ وَ عَسى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ عَسى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ.
قتال و جهاد و جنگ با دشمنان بطور فريضه بر شما مقرر شده كه بحسب ظاهر در نظر شما ناپسند مىآيد ولى بطور كلى چه بسا امورى هست كه شما آنها را نمىپسنديد اما براى شما مفيد و سودمند است و بعكس آن هم امور زيادى هست كه بحسب طبع خواهان آنها بوده و آنها را مىپسنديد ولى براى شما مضر و زيانبار است و اين از آن جهت است كه خداوند احاطه