ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٣٢٧ - اخبار
وَ اللَّهُ لا يَسْتَحْيِي مِنَ الْحَقِ احزاب ٥٣ خداوند متعال در مقام بيان حق و حقيقت از كسى حياء و ملاحظه نميكند. و رقت است علم كنايه از كم بودن علم است. و احتمالى كه بعضى گفتهاند كه معناى حديث اين است (كسى كه كم حيا باشد علمش كم خواهد بود) پيدا است كه احتمال صحيحى نيست و ضعيف است. و در قاموس است.
رقه رقه بمعناى زحمت است و بمعناى حياء و دقت و نازكى هم مىآيد كه رقيق و رقاق باين معنا است و تعبير از حياء با لفظ رقت وجه و كلمه كمروئى معمول و متداول است در عرب هم در غير عرب. و گفته شده كه منظور از رقت علم و كمى دانش اكتفا كردن بمقدارى كه لازم است و آن مقدار كه فراگيرى آنها خوب است و ديگر دنبال آن علومى كه فائده ندارد بلكه زيانآور است از قبيل بعضى از علوم فلسفى و امثال آن نرود. و يا منظور از رقت علم- نتيجه دادن و ارائه معلومات است همچنان كه لباس و جامه رقيق آنچه كه در زير او است ارائه و نشان ميدهد. و يا اينكه نسبت رقت بعلم مجاز است و در واقع معلوم رقيق است يعنى چنين شخصى علم و اطلاع بمطالب دقيق و حقائق نهان پيدا ميكند. ولى اين توجيهات همگى خالى از تكلف و خلاف ظاهر نيست. و اينها صحيح نيست.
٤- كافى. از على بن ابراهيم ... از معاذ بن كثير از حضرت باقر يا صادق عليهما السّلام كه فرمود. حيا و ايمان هر دو بيك ريسمان بستهاند. هنگامى كه يكى از اين دو رفت ديگرى هم دنبال او خواهد رفت.
بيان .... مقصود اين است كه اين دو چيز با هم متلازم هستند در عين حال حياء خود جزئى است از اجزا ايمان و اين تلازم با جزئيت منافات ندارد. و احتمال دارد كه مقصود از ايمان در اينجا اعتقادات يقينى كه مستلزم اخلاق پسنديده و كارهاى نيك است باشد. همان طورى كه قبلا بيان شد كه اين معنا يكى از معانى ايمان است.
٥- كافى. از عده مشايخ ... از فضيل بن كثير. از امام ششم ٧ فرمود. كسى كه حياء ندارد ايمان ندارد.
٦- كافى. از عده مشايخ از برقى از بعضى از اصحاب مرفوعا از رسول خدا ٦ كه فرمود.
الحياء حياءان. حياء عقل و حياء حمق. فحياء العقل هو العلم. و حيا الحمق هو الجهل شرم و حياء بر دو گونه است ١- حياء عقلى كه منشأ و اساس اين حياء عقل است.
٢- حيائى كه علت آن حماقت و نارسائى عقل است. پس حياء عقل همان علم است و حياء حماقت جهل و نادانى است.