ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم)
(١)
مقدمه پژوهش
١ ص
(٢)
اهميت و ارزش علم اخلاق
١ ص
(٣)
حايلى ميان إنسان و آتش
١ ص
(٤)
رنج سفر براى آموزش يك حديث
٢ ص
(٥)
تنها حلقه اتصال
٣ ص
(٦)
تلاش براى حفظ وحدت
٣ ص
(٧)
خوشبختى ملتها
٤ ص
(٨)
انگيزه ما از ترجمه اين كتاب
٥ ص
(٩)
فهرست مطالب
٣ ص
(١٠)
باب 60 اين باب در باره صدق راستگوئى و بيان مواردى كه ميتوان از راستگوئى خوددارى كرد و همچنين در باره لزوم و وجوب اداء امانت و برگرداندن آن بصاحب او
٥ ص
(١١)
آيات
٥ ص
(١٢)
اخبار و روايات
٧ ص
(١٣)
باب 61 باب شكر
٢٣ ص
(١٤)
آيات
٢٣ ص
(١٥)
اخبار باب
٢٧ ص
(١٦)
باب 62 در موضوع صبر و آسايش پس از گرفتارى است
٦٠ ص
(١٧)
آيات
٦٠ ص
(١٨)
اخبار
٦٤ ص
(١٩)
باب 63 اين باب در موضوع توكل - واگذارى كار بخدا - تسليم در برابر اراده و تقديرات الهى - نكوهش اعتماد بغير حق و لزوم گفتن ان شاء الله در هر كارى(مقيد ساختن هر پيش بينى باراده و بمشيت پروردگار) است
١٠٣ ص
(٢٠)
آيات
١٠٣ ص
(٢١)
تفسير آيات
١١٤ ص
(٢٢)
اخبار اين باب
١٢٨ ص
(٢٣)
باب 64(در باره سعى و كوشش در عمل و ترغيب و تاكيدى كه در اين موضوع شده است)
١٦٧ ص
(٢٤)
آيات
١٦٧ ص
(٢٥)
اخبار اين باب
١٨٢ ص
(٢٦)
باب 65 در باره انجام واجبات و دورى از محرمات است
٢٠٣ ص
(٢٧)
آيات
٢٠٣ ص
(٢٨)
اخبار اين باب
٢٠٤ ص
(٢٩)
باب 66 اين باب در باره اقتصاد و ميانهروى در عبادت و ادامه دادن حالت عبادت و در باره كار خير و سرعت و عجله در انجام آن و ارزش اعتدال و متوسط بودن انسان در تمام امور و استوار و ميان روى در عمل
٢١٨ ص
(٣٠)
آيات
٢١٨ ص
(٣١)
اخبار
٢١٨ ص
(٣٢)
باب 67(در باره ترك عجب و نداشتن صفت رذيله خودپسندى و راجع باعتراف و اقرار به تقصير و كوتاهى در عبادت)
٢٣٩ ص
(٣٣)
آيات
٢٣٩ ص
(٣٤)
اخبار
٢٣٩ ص
(٣٥)
باب 68 در اينكه خداوند متعال بجهت صلاح و شايستگى و ايمان انسان فرزندان و اعقابش و همسايگانش را حفظ و مورد عنايت قرار دهد
٢٤٧ ص
(٣٦)
آيات
٢٤٧ ص
(٣٧)
تفسير
٢٤٧ ص
(٣٨)
(باب 69 در اينكه خداوند هيچ كس را بگناهى كه ديگرى انجام داده عقاب و مواخذه نميكند)
٢٤٨ ص
(٣٩)
آيات
٢٤٨ ص
(٤٠)
باب 70 در باره اعمال نيك و كارهاى خوبى كه بعد از اعمال زشت واقع مىشود و تفسير آيه إن أحسنتم أحسنتم لأنفسكم
٢٤٩ ص
(٤١)
آيات
٢٤٩ ص
(٤٢)
(اخبار)
٢٤٩ ص
(٤٣)
باب 71 اين باب در باره مضاعف شدن ثواب حسنات و تاخير ثبت و ضبط گناهان از جهت فضل و كرم الهى و ثواب و پاداش بر نيت حسنه و تصميم گرفتن بانجام عمل نيك گر چه موفق بخود عمل نشود و در باره اينكه عزم و تصميم بر گناه تا وقتى خود عمل را مرتكب نشده عقاب و كيفر
٢٥٢ ص
(٤٤)
آيات
٢٥٢ ص
(٤٥)
اخبار
٢٥٣ ص
(٤٦)
باب 72 اين باب در باره ثواب كسى است كه اگر روش نيكى از خود بيادگار گذاشته و در باره آنچه كه پس از مرگ انسان باو ميرسد
٢٦٠ ص
(٤٧)
اخبار
٢٦٠ ص
(٤٨)
باب 73 باب خوشحال شدن بوسيله اعمال خوب و مسرورشدنش بكارهاى نيك
٢٦٢ ص
(٤٩)
اخبار
٢٦٢ ص
(٥٠)
باب 74 در باره وفاء بعهد و بعملى كه براى خدا بر خود لازم كرده(نذر)
٢٦٣ ص
(٥١)
آيات
٢٦٣ ص
(٥٢)
اخبار
٢٦٣ ص
(٥٣)
باب 75 در باره اينكه آرزوى موفق بودن به كارهاى نيك ثواب دارد و در باره اينكه انسان يك روش خيرى را بر خود لازم سازد و در اينكه بايد انسان راضى و خشنود باشد به آنچه كه انبياء و ائمه اطهار
٢٦٤ ص
(٥٤)
اخبار
٢٦٤ ص
(٥٥)
باب 76 در باره آماده شدن براى مرگ است
٢٦٦ ص
(٥٦)
اخبار
٢٦٦ ص
(٥٧)
باب 77 در باره عفت و پاكدامنى و نگهدارى شكم و دامن از حرام
٢٧١ ص
(٥٨)
آيات
٢٧١ ص
(٥٩)
اخبار
٢٧١ ص
(٦٠)
باب 78 در باره سكوت و سخن گفتن در جاى آنها و فضيلت خاموشى و ترك سخنان بيفايده
٢٧٧ ص
(٦١)
آيات
٢٧٧ ص
(٦٢)
اخبار
٢٧٧ ص
(٦٣)
باب 79 در باره گفتار خوب و برخورد نيك با مردم و تفكر و انديشيدن در سخنان و آنچه كه انسان ميگويد
٣٠٥ ص
(٦٤)
آيات
٣٠٥ ص
(٦٥)
تفسير
٣٠٥ ص
(٦٦)
اخبار اين باب
٣٠٦ ص
(٦٧)
باب 80 در باره فكر و انديشيدن و پند و اندرز گرفتن از عبرتها
٣٠٩ ص
(٦٨)
آيات
٣٠٩ ص
(٦٩)
اخبار اين باب
٣١٥ ص
(٧٠)
باب 81 در باره شرم و حياء از خدا و شرم و حياء از مردم
٣٢٥ ص
(٧١)
اخبار
٣٢٥ ص
(٧٢)
(باب 82 در باره سكون و آرامش و وقار و متانت و صدا را بلند نكردن است)
٣٣٣ ص
(٧٣)
آيات
٣٣٣ ص
(٧٤)
(اخبار)
٣٣٣ ص
(٧٥)
باب 83 در باره انديشه و تدبير و احتياط و تحقيق و تامل در كارها و ترك لجاجت است
٣٣٤ ص
(٧٦)
آيات
٣٣٤ ص
(٧٧)
اخبار
٣٣٤ ص
(٧٨)
باب 84 در باره غيرت داشتن و شجاعت است
٣٣٧ ص
(٧٩)
اخبار
٣٣٧ ص
(٨٠)
باب 85 در باره هيئت و خوبى قيافه و داشتن چهره خوب و نمايان شدن نشانه عبادت در سيماى انسان
٣٣٨ ص
(٨١)
آيات
٣٣٨ ص
(٨٢)
اخبار
٣٣٨ ص
(٨٣)
باب 86 در باره اقتصاد و اعتدال در زندگى و نكوهش اسراف و مذمت زيادهروى و كمروى است
٣٣٩ ص
(٨٤)
آيات
٣٣٩ ص
(٨٥)
(اخبار)
٣٣٩ ص
(٨٦)
باب 87 در باره سخاوت و جوانمردى و جود و بخشش است
٣٤٤ ص
(٨٧)
آيات
٣٤٤ ص
(٨٨)
اخبار
٣٤٤ ص
(٨٩)
باب 88 در باره كسى كه هنگام رغبت و علاقه و هنگام ترس و هنگام رضا و خوشنودى و هنگام غضب و شهوت بر خود مسلط باشد
٣٥٠ ص
(٩٠)
اخبار
٣٥٠ ص
(٩١)
باب 89 در باره اينكه بايد انسان در راه خدا و انجام وظيفه ملامت و سرزنش ديگران باكى نداشته و در امور دينى مداهنه و سازش نداشته باشد
٣٥٢ ص
(٩٢)
آيات
٣٥٢ ص
(٩٣)
اخبار
٣٥٢ ص
(٩٤)
باب 90 در باره عاقبتبخيرى و در باره اصلاح درون است
٣٥٤ ص
(٩٥)
آيات
٣٥٤ ص
(٩٦)
اخبار
٣٥٥ ص
(٩٧)
باب 91 در باره نام نيك و آنچه كه خدا در دل بندگان قرار ميدهد كه صالحين و خوبان را دوست داشته باشند و در باره كسى كه در مقام تحصيل رضاى الهى باشد گر چه موجب خشم و نارضايتى مردم باشد
٣٦٢ ص
(٩٨)
آيات
٣٦٢ ص
(٩٩)
اخبار
٣٦٢ ص
(١٠٠)
باب 92 در باره حسن خلق و تفسير آيه شريفه إنك لعلى خلق عظيم
٣٦٥ ص
(١٠١)
آيات
٣٦٥ ص
(١٠٢)
اخبار
٣٦٥ ص
(١٠٣)
باب 93 در باره حلم و عفو و بخشش و فرو بردن خشم و غضب است
٣٨٢ ص
(١٠٤)
آيات
٣٨٢ ص
(١٠٥)
تفسير
٣٨٣ ص
(١٠٦)
اخبار اين باب
٣٨٤ ص
 
٠ ص
١ ص
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص

ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٢٢ - اخبار و روايات

٢٨- احتجاج به همين اسناد دو نفر راوى (يوسف بن محمد و على بن محمد بن سيار) گويند ما در حضور حضرت عسكرى ٧ بوديم يكى از اصحاب حضرت گفت. مردى از برادران شيعه مبتلا شده به آزمايشها و سؤالهائى از طرف جهال در موضوع امامت و او را در پاسخگوئى‌هاى خود سوگند ميدهند و اين مسأله را با من در ميان گذاشت و از من راه چاره‌اى خواست. من گفتم مثلا چه ميگويند؟ گفت مثلا بمن ميگويند. آيا عقيده دارى كه فلانى پس از پيامبر امام و خليفه است؟ من ناچار بايد بگويم (نعم) بلى و اگر چنين نگويم مرا ميزنند و مجروحم مينمايند تازه وقتى گفتم بلى ميگويند قسم بخور و بگو و اللَّه.

من بآن برادرمان گفتم تو وقتى ميگوئى (نعم) مقصودت يكى از چهارپايان باشد يعنى نعم من الانعام چهارپائى از چهارپايان و حيوانات از قبيل شتر- گاو- گوسفند. كه البته از نظر ظاهر نعم گفته‌اى و تصديق كرده‌اى كه فلانى امام و خليفه است ولى در واقع معناى ديگر نعم را قصد كرده‌اى (حيوانى از حيوانات) و نيز گفتم وقتى بتو ميگويند قسم بخور و بگو و اللَّه البته و اللَّه را بگو ولى قصدت قسم نباشد و منظورت اين باشد كه و اللَّه وليى خدا ولى و سرپرست من است چون آنها تشخيص نميدهند و قصد تو را نمى‌فهمند و در نتيجه هم راست گفته‌اى و هم سالم مانده‌اى. آن برادر ما بمن گفت اگر اين جهال و نادانان تحقيق و دقت كردند و گفتند خوب بگو و آشكار بگو و هاء و اللَّه را واضح بگو در اينجا چه كنم؟

گفتم اشكالى ندارد هاء را واضح بگو ولى هاء را مضموم بخوان (و اللَّه) كه در صورتى كه هاء را مرفوع خواندى سوگند حساب نميشود چون هنگامى كه بعنوان قسم و سوگند اين كلمه گفته شود هاء (اللَّه) بايد مجرور خوانده شود (و اللَّه). اين صحبت‌ها را كرديم و اين آقا رفت پس از مدتى برگشت و گفت بله حضرات آمدند و سؤالهائى در همان موضوعات از من نموده و مرا سوگند دادند. من هم همان طورى كه شما ياد داديد پاسخگوئى كردم و خلاص شدم.

پس از اين مذاكرات. حضرت عسكرى ٧ فرمود. تو آنچنانى كه رسول خدا ٦ فرموده كه الدال على الخير كفاعله. كسى كه بكار خوبى راهنمائى و دلالت كند در پاداش مانند كسى است كه آن عمل خير را انجام داده. حضرت فرمود. خداوند براى اين رفيق شما كه تقيه و توريه كرد ثواب زيادى مقرر ساخت. بتعداد تمام شيعيان و دوستانى كه تقيه كرده و بتعداد آنهائى كه تقيه نكرده‌اند براى اين دوست شما حسنات نوشت كه كمترين آن حسنات اگر در برابر گناه صد سال قرار گيرد آن گناهان بخشوده مى‌شود.

و براى تو هم بپاداش ارشاد و راهنمائى نظير همين پاداش و اجر هست.

٢٩- سرائر عبد اللَّه بن بكير از حضرت صادق ٧ در باره كسى كه مى‌آيند در خانه او و اجازه ورود و ملاقات ميخواهند. اين شخص بكنيزش ميگويد. بگو اينجا نيست‌