ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٢٤١ - اخبار
كنى؟ و يا اسرارش را فاش و آبرويش را ببرى؟ و اگر شيطان تو را وسوسه كرد و گفت كه تو از فلانى كه اهل قبله است (يكى از مسلمين) برتر و بهتر هستى. اين وسوسه را باين طريق از خود برطرف كن كه اگر از تو بزرگتر است بگو كه با ايمان و عمل نيكش بر من سبقت دارد و قبل از من ايمان آورده و اعمال صالحه انجام داده پس او از من بهتر است. و اگر از تو كوچكتر است بخود بگو كه من چون بزرگتر از او هستم پس در سالهاى گذشته معصيتهائى قبل از او انجام دادهام كه او نداده پس او از من بهتر است. و اگر همسال تو است بخود بگو كه من نسبت بگناه خود يقين دارم ولى در باره او شك دارم كه گناهى كرده است يا نه؟
پس بچه مناسب يقين را رها كرده و شك را بگيرم. و اگر مشاهده نمودى كه مسلمانان تو را احترام و تعظيم مينمايند بخود بگو كه اين لطف و عنايتى است از طرف آنان بمن و اگر ديدى كه آنان از تو روگردان و نسبت بتو بىاعتنا هستند بخود بگو كه اين عمل عكس- العمل خود من است لا بد گناه و تقصيرى از من صادر شده است. كه اگر برنامه زندگى تو اين طور باشد زندگى بر تو آسان و راحت شده و دوستانت زياد و دشمنانت اندك خواهد شد و نيكى و احسان آنان نسبت به تو زياد و در نتيجه خوشحال و خرسند ميشوى و از روگردانى آنان ناراحت نخواهى شد و بدان كه محترمترين افراد در نظر مردم كسى است كه خير و نفعش بمردم برسد و خود از آنان بىنياز و خود نگهدار باشد و پس از اين شخص آن كس محترمتر است كه خود نگهدار باشد و نيازش را بمردم اظهار نكند گر چه در واقع نيازمند به آنان باشد چون مردم دنيا طبعا عشق و علاقه بمال دارند بنا بر اين آن كس كه راجع بمال كه مورد علاقه آنان است مزاحم آنان نباشد در نظر آنها محترم است و قهرا آن كس كه نه تنها مزاحم نباشد بلكه خير و نفعى هم به آنان برساند عزيزتر و محترمتر است.
٦- كتاب حسين بن سعيد. نضر از محمد بن سنان از اسحاق بن عمار از حضرت صادق ٧ كه فرمود. شخص عالم و دانشمندى عابدى را ملاقات كرد و از او پرسيد. وضع نماز شما چگونه است؟ عابد با يك حالت عجب و خودبينى گفت. از نماز من سؤال ميكنى با اينكه من مدتها است مشغول عبادتم؟ عالم گفت گريه شما چگونه است؟ گفت من بحدى گريه ميكنم كه اشك چشمم جريان پيدا ميكند. عالم گفت خنده تو در حال خوف و ترس از خدا بهتر است از گريه تو در حالى كه فخر كنى و بخود بنازى. كسى كه به عمل خود بنازد اعمالش بطرف خدا بالا نميرود اصلا.
٧- همان كتاب نضر از ابن سنان از موسى بن بكر از زراره از حضرت صادق ٧ كه داود پيغمبر ٧ گفت من امروز عبادتى خواهم كرد و قرائت و تلاوتى خواهم