ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٢٩١ - اخبار
داده و جمال مرد را در گفتارش.
٦٤- كتاب امامت و تبصره از سهل بن احمد ... از اسماعيل از پدرش موسى بن جعفر عليهما السّلام از پدرانش از پيامبر اكرم ٦ كه فرمود خداوند رحمت كند آن بندهاى را كه خير گويد و بهرهمند شود و يا از گفتار بدى سكوت كند و سالم بماند و از همان كتاب. با همان اسناد. رسول خدا ٦ فرمود. شخص صالح خبر خوب مىآورد و شخص بد خبر بد را بازگو ميكند. و نيز همان كتاب از احمد بن على ... از سكونى از امام ششم از پدرش از اجداد خود عليهم السّلام كه رسول خدا ٦ فرمود. سكوت و خاموشى بهتر از گفتار بد است و ميان مطالب خوب بهتر از سكوت است و فرمود سكوت و خاموشى ارزشى طلا و سخن ارزش نقره دارد.
و از همان كتاب. از حسن بن حمزه ... از معده بن صدقه از حضرت صادق از پدر از اجداد خود عليهم السّلام كه رسول خدا ٦ فرمود. سكوت گنجى است فراوان و زينت شخص حليم و بردبار و پوششى است براى جاهل و نادان و فرمود سكوت براى كسى كه در ياد خدا باشد عبادت است.
٦٥- كافى. از محمد بن يحيى. ابن فرمايسى از بزنطى كه حضرت رضا ٧ فرمود.
از علائم و نشانههاى فقه و فهم. حلم- علم- سكوت است سكوت درى است از درهاى حكمت.
سكوت باعث جلب محبت است و دليل و راهنمائى است بر هر گونه خير.
بيان. مقصود از فقه علم و دانشى است كه در كنارش عمل باشد بنا بر اين منافاتى نيست كه اصل علم و دانش از علائم فقه باشد و يا اينكه منظور از فقه تدبر و انديشيدن در امور است. راغب گفته. فقه يعنى دستيابى بمجهول از طريق علم موجود در ذهن كه بنا بر اين اخص از علم مىشود. خداوند در آياتى از قرآن كلمه فقه را ذكر نمود.
فَما لِهؤُلاءِ الْقَوْمِ لا يَكادُونَ يَفْقَهُونَ حَدِيثاً چه شده است كه اين مردم يك حديث و يك مطلبى را هم نمىانديشند.
بأنهم قوم لا يفقهون.
اينان گروهى هستند كه تدبر نميكنند و آيات ديگر. و فقه در اصطلاح پى بردن باحكام و دستورات شريعت است. و نيز در معناى حديث بالا گفته شده است كه مقصود از علم يعنى گفتن از روى علم و مقصود از سكوت يعنى در باره مطلبى كه نميداند سكوت كند. و گفته شده نيز كه منظور از علم آثار علم است يعنى با گفتار و منطق خود حق را اثبات و روشن سازد و مطالب باطل را مردود نمايد و دين را ترويج و مشكلات را حل كند.