ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ١٢١ - تفسير آيات
مخصوص خواستهاى بود در دل يعقوب كه از جهت شفقت و مهربانى كه بفرزندانش داشت اظهار نمود و اين توصيه و سفارش را كرد كه مبادا مردم اينها را چشم بزنند كه البته اين استثناء استثناء منقطع است.- وَ إِنَّهُ لَذُو عِلْمٍ لِما عَلَّمْناهُ- يعنى يعقوب داراى يقين و شناخت كامل است از اثر تعليمات ما از اين جهت فرمود- ما اغنى- من كارى از خود نميتوانم بكنم و هيچ وقت بفكر و تدبير خود مغرور نشد- و لكن اكثر الناس لا يعلمون- بيشتر مردم اسرار قضا و تقديرات الهى را نميدانند و خيال ميكنند پيشگيرها مانع مىشود. له دعوه الحق خواندن بجا براى او است كه خوانده مىشود و او هم اجابت ميفرمايد وَ الَّذِينَ يَدْعُونَ ولى آنهائى كه اين مشركان آنان را ميخوانند هيچ يك از خواهشهاى مشركان را اجابت نميكنند- الا كباسط كفيه الى الماء مگر مانند تامين خواهش كسى كه دستش را بسوى آب برده كه آب را بدهانش برساند كه اين شخص كف دست را باز كرده و از آب ميخواهد كه بدهانش برسد از نقطه دور و ما هو ببالغه ولى اين آب هرگز بدهان او نخواهد رسيد چون اولا آب جماد است و شعور شنيدن اين تقاضا را ندارد و ثانيا دور است و ثالثا آب در اين كف دست باز استقرار نخواهد يافت. اين خدايان دروغين هم چنين است.
على بن ابراهيم از حضرت باقر ٧ روايت كرده كه فرمود. اين ضرب المثل است كه خداوند اين مثل را براى بتپرستان و آن كسانى كه خدايانى جز خدا مىپرستند آورده است كه هيچ گونه قدرت اجابت آنها را ندارند و كوچكترين نفع و سودى براى بتپرستان ندارند مانند كسى كه كف دستش را باز كرده كه آب از دور بدست آورد كه نخواهد شد و اين دعاى كفار باطل و بيهوده است: مؤلف اين مثل كه خداوند آورده است هم در باره بتها جارى است و هم در باره انسانهائى كه مردم آنان را خداى خود و مؤثر در امور خود ميدانند كه آنها نيز قدرت رساندن نفع و سودى بديگران ندارند مگر از جهت سبب سازى خداوندى كه مالك همه است و تاثير سببها بسته باذن او و دلها همه در دست او است: و همين طور است آن آيه- أَ فَاتَّخَذْتُمْ مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءَ- آيا جز او ولى و سرپرستانى ميگريد- كه اين آيه ظهور در بتها دارد و در غير بتها (انسانهاى متنفذ) هم جارى است قل هو ربى- يعنى آن پروردگار مهربان آفريدگار من و متولى من و تدبير امور من بدست او است- لا اله الا هو يعنى جز او معبود ديگرى نيست و هيچ چيز شايسته عبادت جز او نيست و او از شريك و انباز منزه است عليه توكلت:
اتكاء و اعتماد من در پيروزى بر شما فقط باو است- و اليه متاب- بازگشت من هم بسوى او است و هر مصيبت و رنجى كه در مبارزه با شما بمن برسد او پاداش مرا خواهد داد- و ما لنا ان لا نتوكل