ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ١٢٣ - تفسير آيات
دشمنان سرسخت و پرغيظ اگر ميتوانند ريسمانى بين خود و آسمان بر قرار كنند و با آنجا ارتباط پيدا كنند و خود را بآسمان برسانند و مانع نصرت الهى و كمك آسمانى بشوند. آيا ميتوانند بالاخره كارى كنند كه نصرت حق شامل رسول خدا نشود و اينها خشم خود را خاموش ديده و غيظ خود را اشباع نمايند؟!! و قول ديگرى هم هست كه مقصود از نصرت رزق و روزى است و ضمير لن ينصره بلفظ من رجوع ميكند. يعنى خداوند با رساندن روزى همه را مشمول نصرت و عنايت خويش ميفرمايد و كسى كه خيال ميكند خدا روزى او را نميدهد هر طريفى را كه ميخواهد بگيرد- ان اللَّه يدافع تا آخر يعنى خداوند قادر غائله و توطئه مشركان را دفع مينمايد- و اعتصموا باللَّه- در جميع كارها باو اعتماد نموده و نصرت و يارى را جز از خدا از كسى انتظار نداشته باشيد.
هو موليكم او است ناصر و ياور شما و متولى و سرپرست امور شما فنعم المولى و نعم النصير- هيچ ناصر و سرپرستى مانند او نيست. بلكه در واقع مولى و ناصر و ياورى غير او نيست- قل من بيده ملكوت كل شيء- مملوكيت كامل هر چيز و مالكيت كامل و نهائى نسبت بهر چيز براى او و از آن او است و گفته شده خزائن و منبع تمام چيزها در دست قدرت او است- و هو يجير- و او است كه هر كس را بخواهد پناه داده و حفظ و حراست مينمايد- و لا يجار عليه- و كسى او را پناه نميدهد و نصرت نميكند و اينكه اين لفظ با (على) متعدى شده چون در اينها لفظ يجار متضمن معناى نصرت شده- فانى تسحرون- يعنى با اينكه حقائق با ادله و برهان روشن و واضح است شما از چه جهت فريب ميخوريد و از رشد و سعادت و هدايت روى گردان ميشويد- و لو لا فضل اللَّه عليكم و رحمته ما زكى منكم- اگر فضل و رحمت خداوند شامل حال شما نبود كه با توفيق توبه و تشريع حدود و تعزيرات گناهان شما بخشوده و جبران مىشود احدى از شما پاك و تزكيه نميشد- و لكن اللَّه يزكى من يشاء- ولى خداوند است كه شما را موفق بتوبه مينمايد و آن را مىپذيرد- و اللَّه سميع عليم- و خدا گفتار شما را مىشنود و به تصميمات شما آگاه است- و من لم يجعل اللَّه له نورا- و كسى كه خداوند هدايت و سعادت را براى او مقدر نفرمايد و باسباب و موجبات هدايت موفق ندارد- فما له من نور- نورانيت نخواهد داشت و توكل على الحى الذى لا يموت- براى دفع شرور دشمنان و بىنيازى از پاداش و مزاياى دنيوى بر خدائى كه زنده است و نمىميرد اعتماد كن كه او سزاوار بتوكل كردن است نه اين زندههائى كه پس از چندى ميميرند و پس از مردنشان آن كسانى كه اعتماد باينها كرده بودند بيچاره و سر گردان ميشوند- ان معى ربى سيهدين- قطعا خداى من با من است و مرا حفظ و نگهدارى كرده و مرا براه نجات هدايت ميكند- و توكل على العزيز الرحيم- و توكل كن بر خداى توانا كه دشمنان را نابود و ترا و اوليائش را نصرت ميدهد و ضرر و زيان مخالفين را دفع ميكند- الذى يراك