ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٣٢ - اخبار باب
على بن ابراهيم در تفسير خود با سندش از حضرت باقر و حضرت صادق عليهما السّلام نقل كرده كه فرمودهاند. رسول خدا ٦ هنگامى كه به نماز مشغول ميشد بر انگشتان پاهاى مقدس بقدرى ميايستاد كه قدم و پاى مباركش ورم و آماس مينمود و خداوند نازل فرمود طه بزبان طى ما انزلنا ... و مرحوم صدوق در معانى الاخبار بسندش تا سفيان ثورى در حديثى طولانى از حضرت صادق ٧ نقل كرده كه فرمود اما طه يكى از نامهاى پيامبر است و معناى او برمز و اشاره اين است كه اى طالب و جوياى حق و اى هادى و راهنماى بحق ما أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقى ما براى مشقت اين قرآن را نفرستادهايم، بلكه بمنظور كسب سعادت و خوشبختى فرستادهايم.
و طبرسى در احتجاج خود از موسى بن جعفر از پدرانش از امير المؤمنين عليهم- السّلام چنين نقل كرده كه رسول خدا ٦ مدت ٢٠ سال بر انگشتان پاهاى خود براى عبادت ميايستاد تا اينكه پاهاى شريفش ورم كرد و چهرهاش زرد شد تمام شب را بعبادت بسر ميبرد تا اينكه براى تحمل اين رنجها مورد عتاب قرار گرفت و خداوند اين آيه را نازل نمود طه ما أَنْزَلْنا ... تا آخر حديث.
و نسفى كه از اهل سنت و جماعت است از قشيرى نقل كرده كه طه اشاره به طهارت و پاكى دل حضرت است از غير خدا و هاء اشاره به راه داشتن و ارتباط قلب آن حضرت است با خدا و گفته شده طا اشاره به طرب و وجد بهشتيان و هاء اشاره به هوان و ذلت و نكبت دوزخيان است.
مرحوم طبرسى گويد: از حسن (بصرى) روايت شد كه اين لفظ را طه با فتح طاء و سكون ها، ميخوانده و اگر اين نقل صحيح باشد بايد بگوئيم كه اصلش طاء بفتح ط و همزه ساكن است كه همزه مبدل به هاء شده است و يا معنايش چنين است كه طاء الارض بقدميك جميعا» تمام پاهايت را بزمين بگذار چون در روايتى هست كه حضرت در نماز يكى از پاها را بلند ميكرد و فقط يك پا را بزمين ميگذاشت تا بيشتر احساس رنج و تعب بنمايد و خداوند اين آيه را نازل كرد طه ما أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقى پس از اين حضرت آن پاى ديگر را هم بزمين گذاشت و چنين حديثى از حضرت صادق ٧ نيز روايت شده. و حسن گفته كه اين آيه جواب و پاسخ مشركان است كه مىگفتند محمد ٦ شقى و بدبخت است ولى خداوند فرمود، اى مرد (پيغمبر) ما قرآن را موجب شقاوت و بدبختى تو قرار ندادهايم بلكه براى اينكه به سعادت و خوشبختى برسى و به عظمت دنيوى و اخروى نائل گردى.
قتاده گويد: پيامبر تمام شب را نماز ميخواند و يك ريسمانى بگردن خود مىبست كه مانع از خوابش بشود ولى خداوند دستور داد كه بر خود تخفيف دهد و تذكر داد كه مبادا