ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٢٥٦ - اخبار
يَعْلَمُ السِّرَّ وَ أَخْفى سوره طه ٧ خداوند سر و نهان و آنچه كه پنهانتر است ميداند سؤال كردم حضرت فرمود من از پدرم كه او گفت من از پدرم سؤال كردم كه فرمود از پدرم حضرت سجاد كه فرمود من از پدرم حضرت حسين عليهم السّلام كه فرمود من از رسول اكرم ٦ راجع باين آيه سؤال كردم حضرت فرمود من از خداوند متعال سؤال راجع باين آيه سؤال كردم خداوند فرمود من در قلب آدم دو رقم رگ آفريدهام كه با هواى اندكى بحركت مىآيند (شايد مقصود اين باشد كه دل انسان هم بطرف اعمال نيك كشش دارد هم بطرف بدىها) كه اگر حركت و تصميمش بطرف اطاعت باشد من براى او حسنات مينويسم و اگر بطرف گناه حركت كرد تا وقتى كه آن گناه را انجام نداده چيزى بر او نمىنويسم پس اى مؤمنين در مقابل اين عطاياى الهى در ياد او باشيد.
١٤- مرحوم شهيد در كتاب قواعد فرموده. نيت و تصميم گناه تا وقتى كه مرتكب آن نشده نه موجب عقاب است و نه باعث توبيخ و نكوهش و اين مطلب از اخبار و احاديث بدست مىآيد كه خداوند مهربان از چنين اراده و تصميمى عفو و بخشش فرموده ولى اگر آن را انجام داد بخيال اينكه معصيت و گناه است و بعدا معلوم شد كه آن عمل گناه نبوده است. آيا اين چنين نيتى موجب عقاب و مواخذه هست يا نه؟ محل اشكال و جاى ترديد است. از نظر اينكه در واقع عملى خلاف و معصيت نبوده است پس مانند نيت تنها است چون در واقع عمل، عمل خلاف نبوده فقط خيال كرده كه خلاف است پس مورد مواخذه و عقاب نيست و از جهت اينكه هتك حرمت شده و چنين شخصى جرات بر معصيت خدا داشته پس در حقيقت اين شخص عملا راه مخالفت و گناه را گرفته است بنا بر اين استحقاق عقاب و مواخذه دارد و بعضى از علماء فرمودهاند كه حتى آشاميدن آب يا شربت بصورت آشاميدن شراب مستكننده حرام است البته ممكن است اين فتوى نه از جهت تنها نيت معصيت باشد بلكه چون عمل جوارح هم در ميان بوده يعنى در مرحله عمل خود را شراب خوار نشان داده است حرام مىشود. و مواردى كه بعنوان مثال براى اين مطلب مىشود گفت از اين قبيل است مثلا همسر خود را در خانه ديگرى بهبيند و نفهمد كه همسر خودش است و خيال كند اين اجنبيه و نامحرم است و با او بخيال زنا آميزش نمايد بعدا بفهمد كه همسرش بوده و يا مثلا خيال كند همسرش در حال حيض است و آميزش كند بعدا معلوم شود كه پاك بوده. و يا مثلا غذائى را در دست كسى بهبيند ولى نميداند كه مال او است بخيال مال ديگرى او را از دست آن شخص بگيرد و بخورد سپس معلوم شود كه مال او است و ملك خود او است. و يا مثلا گوسفندى را بخيال اينكه مال ديگرى است بقصد تصرف عدوانى