ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٣١ - اخبار باب
(عفو و عنايت خداوند شامل حال تو است) چنين گفته شده است.
اقول مرحوم صدوق در كتاب عيون الاخبار نقل نموده از على بن محمد بن جهم كه گفته من در مجلس مامون بودم و على بن موسى الرضا ٧ هم تشريف داشتند.
مامون به حضرت عرض كرد آيا شما نظرتان اين نيست كه انبياء و پيامبران معصوم از گناه هستند؟ حضرت فرمود چرا همين طور است. مامون گفت پس آيه شريفه لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ ما- تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ ما تَأَخَّرَ چه معنائى دارد؟ حضرت فرمود از نظر مشركين احدى گناهكارتر و مجرمتر از رسول خدا نبود چون آنان ٣٦٠ بت و معبود داشتند كه آنها را پرستش مى- كردند و چون حضرت مبعوث به رسالت شد و آنان را به توحيد دعوت نمود اين عمل شگفتانگيز در نظر آنان بس بزرگ و غير قابل تحمل بود و آنان با تعجب ميگفتند.
اجعل الآلهة الها واحدا «ان هذا لشيء عجاب الى قوله ان هذا الا اختلاق.
آيا اين شخص آمده و ميخواهد بجاى اين همه خدايان يك خدا را به ما بقبولاند؟ راستى عجيب است تا آنجا كه گفتند اين عمل جز جعل و افترا چيزى بيش نيست و هنگامى كه حضرت با يارى و نصرت خداوند مكه را فتح نمود خداوند بحضرت خطاب كرد:
يا محمد ٦ إِنَّا فَتَحْنا لَكَ فَتْحاً مُبِيناً لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ ما تَأَخَّرَ اى پيامبر عزيز تو كه بجرم دعوت به توحيد در نظر مشركان مكه مقصر و در تحت تعقيب بودى اكنون كه مكه فتح شده آنان ديگر تو را مجرم نمىدانند چون گروهى مسلمان شده و گروهى فرارى و اگر معدودى هم باقى ماندهاند قدرت انكار توحيد و دعوت تو را ندارند پس از جهت اين پيروزى گناهان حضرت و مجرم بودنش منتفى شده است. مامون گفت اين بيانات شما از الطاف الهى است يا ابا حسن او شايد اين روايت براى توجيه وجه چهارم مناسبتر است گرچه با وجوه ديگرى هم تطبيق دارد (فقط با توجيه دومى و كلام سيد منطبق است)- و بالاخره هر توجيه و تفسيرى كه براى آيه شريفه هست ولى حاصل معناى حديث عائشه اين است كه عائشه خيال ميكرد كه اين تحمل مشقت و رنج عبادت كه پيامبر داشت براى محو سيئات و بخشش گناهان و نجات از عذاب است و حضرت پاسخ داد كه تحمل رنج عبادت منحصر به محو سيئات و نجات از عذاب نيست بلكه به انگيزه شكر و سپاسگزارى از نعمتهاى غير متناهيه و رفع درجات ظاهرى و صورى (ازدياد نعمت) و ارتقاء مراتب معنوى است بلكه بالاتر از اين كه خود عبادت و گفتگو با محبوب از بزرگترين لذتها است در نظر دوستان و محبان خدا. طه گفته شده معناى طه يعنى اى مرد كه ابن عباس و گروهى گفتهاند. و اخبار و روايات زيادى گويا است كه اين لفظ از اسماء پيامبر است و