ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ١٦٤ - اخبار اين باب
فرموده پس آماده آتش دوزخ باشيد. اصحاب هم گفتند آرى ما طاقت آتش را نداريم گفت خداوند وعده فرموده كه همين امسال نصرت و پيروزى فرا خواهد رسيد گفتند ما حاضريم.
هر گونه كه باشى ما هم چنان هستيم حضرت فرمود خداوند پيغمبر ديگرى را بسوى قومى مبعوث كرد و دستور جنگ داد آن پيامبر اظهار ضعف و ناتوانى كرد خداوند فرمود كه نصرت و پيروزى پس از پانزده سال خواهد رسيد آن پيامبر مطلب و چگونگى نصرت را با اصحابش در ميان گذاشت آنان گفتند لا حول و لا قوة الا باللَّه ما آمادهايم پيامبر به آنان گفت:
خداوند وعده نصرت و پيروزى را پس از پانزده سال داده است گفتند ما شاء اللَّه لا قوه الا باللَّه مانعى ندارد آنچه كه خدا بخواهد مىشود. نصرت و ظفر در همان سال نصيب آنان شد چون كار را بخدا واگذار نموده و جمله ما شاء اللَّه .. را كه حاكى از تسليم بود گفتند و نيز از حضرت صادق ٧ است كه فرمود. از آثار توكل اين است كه با داشتن خدا از غير او هيچ ترس نداشته باشى. و نيز از كتاب محاسن از آن حضرت است كه فرمود آگاهترين مردم بخدا راضىترين آنان است بقضاء الهى (هر كس شناختش بيشتر رضايش بيشتر) و نيز از آن حضرت است. راس طاعت و سرآمد فرمانبرى صبر و رضا است در همه چيز كه محبوب و مطبوع انسان باشد و يا مطبوع نباشد و اگر انسان راضى از قضاء الهى شد در همه چيز خداوند خير او را در آن چيز مورد قضاء قرار ميدهد مطبوعش باشد يا نباشد.
و نيز از آن حضرت است. خداوند هيچ قضائى در باره بنده خود كه داراى صفت رضا باشد ندارد مگر اينكه خيرش را در همان چيز قرار ميدهد و از حضرت باقر ٧ است كه رسول خدا فرموده خداوند متعال ميفرمايد بعزت و جلالم سوگند من هيچ مخلوقى محبوبتر از بنده مؤمن خود نيافريدهام و از اين جهت او را همنام خود نمودهام كه اسم من مؤمن است اگر او را از همه چيز از مشرق تا مغرب محروم كنم خير و صلاح او در آن است و اگر ما بين مشرق و مغرب را باو دهم باز هم خير او در آن است. بنا بر اين مؤمن بايد راضى به قضاء من باشد و در گرفتاريها كه از جانب من باو ميرسد بايد صابر و شكيبا باشد و شكر و سپاس نعمتهاى مرا بجا آورد تا من او را نزد خود از صديقين قرار دهم اى محمد: و از حضرت صادق ٧ است كه فرمود. حضرت مجتبى ٧ عبد اللَّه بن جعفر را ملاقات كرد در ضمن گفتگو فرمود اى عبد اللَّه چگونه ميتوان مؤمن گفت بكسى كه بقسمت خود و قضاء الهى راضى نيست و مقام و منزلتش را كوچك ميداند با اينكه حكم و فرمان در دست خدا است و حاكم اللَّه است. من براى آن كس كه در قلب خود هيچ احساسى بجز رضا نداشته باشد ضامن هستم كه اگر دعا كرد خداوند دعايش را مستجاب نمايد و نيز فرمود آسايش و آرامش در رضا و يقين است. حزن و اندوه در حالت ترديد و دو دلى و راضى