ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٣٩ - اخبار باب
از مسجد بيرون شد در حالى كه مركبش گم شده بود. حضرت گفت: اگر خداوند مركب سوارى مرا بمن برگرداند و مركبم پيدا شود حق شكر الهى را بجا مىآورم. طولى نكشيد كه مركب پيدا شد حضرت گفت (الحمد للَّه) شخصى بحضرت عرض كرد. فدايت شوم شما گفتيد شكرى كه حق شكر و كمال سپاس باشد بجا مىآورم حضرت فرمود مگر نشنيدى كه گفتم (الحمد للَّه).
بيان از اين حديث استفاده مىشود كه جمله (الحمد للَّه) بهترين و بالاترين حمد زبانى است. و اينكه خداوند متعال قرآن را با اين جمله شروع و افتتاح نموده براى فضيلت و عظمت اين جمله بس است. علاوه: آن اخلاص و معرفتى كه امام صادق ٧ هنگام حمد و سپاس داشته مهمترين پايه حمد است كه موجب اداء حق شكر او مىشود.
١٤- كافى محمد بن يحيى ... از مثنى حناط از حضرت صادق ٧ كه رسول خدا ٦ چنين بود هر وقت چيزى كه موجب سرور و خوشحالى حضرت ميشد رخ ميداد حضرت مىفرمود. الحمد للَّه على هذه النعمه. و هنگامى كه موجبات غم و اندوه پيش مىآمد حضرت ميفرمود (الحمد للَّه على كل حال). حمد و سپاس براى خدا در هر حال.
توضيح. الحمد للَّه على كل حال. يعنى در حال نعمت و بلا خداوند مستحق حمد و سپاس است. زيرا هر چه كه او در باره بندهاش انجام دهد قطعا صلاح و مصلحت بنده در او است نعمت و خوشى باشد و يا بلا و گرفتارى پس در همه حال بايد سپاسگزار شد گفته شده است. در هر بليه و گرفتارى پنج نوع شكر هست. اول اينكه ممكن است اين گرفتارى موجب دفع گرفتارى بزرگتر مثلا" مردن مركب سوارى انسان باعث برطرف شدن مرگ خود انسان بشود پس لازم است در برابر برطرف شدن آن بليه بزرگتر شكر و سپاس الهى را بجا آورد. دوم بلاء و گرفتارى بالاخره يا موجب بخشش گناهان است و يا سبب رفع درجه و مقام معنوى و بديهى است هر يك كه باشد شكر و سپاس لازم دارد. سوم بلا و گرفتارى مصيبت و ناراحتى دنيوى است پس بايد شكر خدا را كرد كه با مصيبت دينى و آفت ايمانى مواجه نشده است. نقل شده كه عيسى بن مريم به كسى كه نابينا و جذامى و فلج و داراى مرض برص بود عبور كرد. حضرت متوجه شد كه اين شخص دارد شكر خدا را ميكند و ميگويد حمد و سپاس خداوند را كه مرا از بليه و امراضى كه بيشتر مردم به آن مبتلى هستند عافيت داده. عيسى بن مريم عليهما السّلام فرمود.
چه بليهاى مانده كه تو به آن مبتلا نشدهاى؟ عرض كرد خداوند مرا از بزرگترين بلاها نجات داده و او كفر و انكار خدا است. حضرت دستى به بدن او كشيد و در نتيجه خداوند او را از اين امراض گوناگون شفا داده و خوش صورت شد و او از ياران عيسى شده و مشغول عبادت شد. چهارم بلاها همه در لوح محفوظ ثبت شده و بالاخره انسان در مسير گرفتارى هست پس بايد شكر كرد كه آن گرفتاريها گذشته و بليات را پشت سر گذاشته است. پنجم