ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ١٨٢ - اخبار اين باب
اخبار اين باب
١- معانى الاخبار- خصال- امالى صدوق- حسن بن عبد اللَّه بن سعيد ... از غلاء بن محمد بن فضل از پدرش از جدش از قيس بن عاصم كه گفت من بهمراه گروهى از طائفه بنى تميم خدمت پيامبر اكرم ٦ شرفياب شدم و صلصال ابن دلهمس خدمت حضرت بود عرض كردم يا نبى اللَّه ما را موعظه كن كه از آن بهرهمند گرديم چون ما بيابانى هستيم و هميشه در صحرا زندگى ميكنيم و موفق نميشويم زياد خدمت شما برسيم.
حضرت فرمود. اى قيس بدان كه با هر عزتى ذلتى است و دنبال اين حيات و زندگى مرگى است و با اين جهان، جهان آخرت است و براى هر چيز حسابرسى هست و بر هر چيز مراقب و نگهبانى است و براى هر عمل نيكى ثواب و پاداشى و براى هر عمل زشت و گناه عقاب و كيفرى و براى هر اجل و مدتى آخر و نهايتى مقرر است. و چارهاى نيست اى قيس كه قرين و همراهى براى تو هست كه با تو در قبر دفن مىشود و او زنده است و تو با او دفن ميشوى و تو مرده هستى. اكنون اگر آن همراه كريم و بزرگوار باشد تو را اكرام نموده و بتو محبت خواهد كرد و اگر لئيم و پست باشد تو را در مقابل عذابها و وحشتها رها خواهد نمود.
و در روز قيامت محشور نميشود مگر با تو و مبعوث نخواهى شد تو مگر با او و از چيزى بازپرسى نميشوى مگر از او پس مواظب باش كه او را جز صالح و شايسته نسازى كه اگر صالح و شايسته باشد با او مانوس خواهى شد و اگر فاسد باشد وحشت و ترس تو فقط از او است.
و او عمل و رفتار تو است.
قيس گفت اى پيامبر خدا دوست دارم اين فرمايش و موعظه پرارزش شما بصورت شعر باشد تا موجب افتخار ما باشد در نزد اقوامى كه نزديك ما هستند و او را ذخيره و توشه خود قرار دهيم. حضرت دستور فرمود كه حسان بن ثابت شاعر معروف را احضار كنند.
صلصال گويد من داشتم فكر ميكردم در انشاء اشعارى كه اين موعظه را متضمن باشد و پيش از رسيدن حسان اشعارى بذهنم آمد. عرض كردم يا رسول اللَّه اشعارى در ذهنم تنظيم كردهام كه فكر ميكنم با اين بيانات شما تطبيق كند و منظور شما تامين شود پس اين ابيات را گفتم.
|
تخير خليطا من فعالك انما |
قرين الفتى في القبر ما كان يفعل |
|
از افعال و اعمال خود رفيق و دوستى انتخاب كن.
همانا قرين و جليس انسان در عالم قبر آن اعمالى است كه انجام ميداد.