ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٢٤٥ - اخبار
مسافرت كرد و اعرورى قبيحا يعنى كار زشتى را مرتكب شد و فرسا يعنى اسب برهنه را سوار شد و نعاوى يعنى ما اسب برهنه را سوار ميشويم و معناى مغارى در اين حديث يعنى آن عبادتكنندگانى كه عبادت خود را بنحو كامل انجام نميدهند و اطاعتكنندگانى كه طاعات را انجام ميدهند ولى نه آن طورى كه در اعلى مراتب باشد بلكه بصورت درجات نازله كه توام با تقصير و كوتاهى مانند كسانى كه اسب را بطور كامل و مرتب بازين و برگ سوار نميشوند بلكه برهنه و بدون زين و ركاب خداوند بهمه ما توفيق اطاعت بصورت درجه نهائى و كامل عنايت فرمايد (تمام شد گفتار مرحوم ميرداماد). و شايد ايشان از توجه و دقت در اين حديث و غير اين حديث كه بعدا" در باب معارين خواهد آمد غفلت نموده كه اينها همه صراحت دارد در اين كه اين لفظ از ريشه عاريه گرفته شده كه همان معناى غير استوار بودن است.
و اما جمله الا من عصمه اللَّه منظور انبيا و اوصياء و ائمه معصومين عليهم السّلام است كه بهيچ نحو كوتاهى در عبادت ندارند و در نهايه حد امكان مراعات مينمايند گر چه آنان نيز بجهت اظهار عجز و نقصان وجود امكانى خود را مقصر ميشمارند. كه هر چه هم عبادت كنند باز هم اعمال خود را در قبال نعمتهاى الهى و فضل و كرمش اندك و نارسا مىبينند. و معناى ديگرى براى اين جمله گفته شده است باين معنا كه همه مقصرند مگر آنهائى كه خدا آنان را از تقصير نگهداشته چون خودشان اعتراف بتقصير دارند.
١٥- كافى از محمد بن يحيى ... از حسن بن جهم كه گفت شنيدم از حضرت ابى الحسن ٧ كه ميفرمود. مردى در بنى اسرائيل چهل سال خدا را عبادت نمود سپس قربانى خود را كه انجام داد قبول نشد. بخود گفت اين شقاوت و مصيبت جز از ناحيه خودم نيست و گناه و جرمى بجز از همين نفس خبيث نيست. خداوند باو وحى فرمود. اين توبيخ و سرزنش خودت از آن عبادت چهل ساله بهتر است. بيان قربان بضم قاف آن چيزى را كه او را وسيله قرب و نزديكى بحق قرار دهى هر چه باشد شتر يا غير آن و در زمان بنى اسرائيل علامت و نشانه قبول قربانى اين بود كه آتشى از آسمان مىآمد و آن قربانى را ميسوزانيد. و اما اينكه گفته شده در حديث كه خداوند باو وحى فرمود احتمال دارد كه اين مرد خود از انبياء بنى اسرائيل بوده و احتمال دارد كه وحى الهى توسط پيغمبر آن زمان بآن مرد ابلاغ شده باشد علاوه بر اين ممكن است بخود او وحى شده باشد چون دليلى نداريم كه وحى منحصر به انبياء و پيامبران است همچنان كه ظاهر آيه وَ أَوْحَيْنا إِلى أُمِّ مُوسى نزول وحى است بر شخص مادر موسى ٧.
مرحوم طبرسى در ذيل اين آيه گفته منظور از وحى الهام و خاطره و فكرى در دل انداختن است و وحى پيامبرى و رسالتى نيست كه فتاده و ديگران چنين گفتهاند. و گفته شد كه جبرئيل