ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٣٠ - اخبار باب
تفسير اين آيه را سؤال كرد فرمود بخدا قسم پيغمبر كوچكترين گناهى نداشت ولى خداوند ضامن شده كه گناهان گذشته و آينده شيعه على را ببخشد. و نيز عمر بن يزيد از آن حضرت روايت نموده كه فرمود پيامبر نه گناهى داشت و نه هرگز تصميم بگناهى گرفت ولى خداوند گناهان شيعه را بحضرت تحميل و بعدا «همه را بخشيد باحترام حضرتش.
٢- آنچه كه مرحوم سيد مرتضى گفته است كه لفظ ذنب چون مصدر است هم بفاعل اضافه مىشود و هم بمفعول (گناهى كه تو انجام دادهاى كه اضافه بفاعل است: گناهى كه ديگران نسبت بتو انجام دادهاند كه اضافه بمفعول مىشود) و اينجا از قبيل اضافه بمفعول است و منظور يعنى آن گناهانى كه مردم مكه در حق تو مرتكب شدهاند كه تو را از دخول مكه و ورود بمسجد الحرام ممانعت ميكردند چون تو را مقصر و مجرم ميدانستند و منظور از مغفرت و بخشش بنا بر اين درهم شكستن تصميمات مشركين در باره تو است كه خداوند توانا در اثر اين فتح بزرگ و قدرتى كه بتو عنايت فرموده است مشركين را از آن تصميمات منصرف نموده و تو بزودى داخل مكه خواهى شد و آنان همه تسليم تو ميشوند و هيچ گونه جرم و جنايتى نسبت بتو انجام نميدهند و از اين جهت است كه مغفرت غايت و نتيجه فتح مكه شده است. و اگر منظور و مقصود از گناه گناه خود پيغمبر باشد جمله إِنَّا فَتَحْنا لَكَ فَتْحاً «مُبِيناً» معناى معقول و مناسبى ندارد چون بخشش گناه با فتح مكه ارتباطى ندارد بخشش گناه با نماز با عبادت با توبه و استغفار تناسب دارد ولى با داشتن قدرت نظامى و پيروزى چه تناسبى دارد؟
و اما جمله ما تقدم و ما تأخر مانعى ندارد كه منظور آن جنايات قديمى و تصميمات تازه و اخيرى كه نسبت بحضرت و امتش داشتند باشد.
٣- معناى آيه فرضى است يعنى اگر فرضا «گناه قديم و يا گناه جديدى داشته باشى خداوند مىبخشد تو را اى پيامبر.
٤- منظور از ذنب و گناه ترك مستحبات است و اين تعبير در چنين موردى خوب است چون مسلم و قطعى است كه حضرت دستورات واجب را مخالفت نميكند و واجبات را ترك نمىنمايد و از لحاظ شخصيت عظيم معنوى كه حضرت دارد مانعى ندارد عملى را كه اگر ديگران انجام دهند گناهى محسوب نميشود ولى همان عمل و همان ترك مستحب را اگر حضرت مرتكب شود گناه گفته شود پس مقصود از گناه همان ترك اولى و انجام ندادن امور مستحبى است.
٥- اساسا «بحث گناه در ميان نيست و اين تعبير بعنوان تعظيم و تمجيد است و فقط جنبه خطاب و گفتار محبتآميز گفته شده كما اينكه در آيه شريفه عَفَا اللَّهُ عَنْكَ توبه ٤٣