ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٣٧١ - اخبار
ميل دارى براى تو حديثى بگويم كه اين حديث را احدى از اهل مدينه نميداند؟ عرض كردم آرى فرمود روزى رسول خدا ٦ در مسجد نشسته بود كه كنيز يكى از انصار وارد شد و آن انصارى صاحب كنيز آنجا بود كنيز آمد و گوشه جامه حضرت را گرفت حضرت براى خاطر آن كنيز بلند شد ولى كنيز چيزى نگفت حضرت هم باو چيزى نگفت و سه مرتبه اين كار را كرد و در مرتبه چهارم كه حضرت بلند شد و كنيز پشت سر حضرت بود و مقدارى از كنار لباس حضرت را گرفت و برگشت مردم بآن كنيز بد گفتند و نفرين كردند كه تو چرا پيامبر را سه بار اذيت كردى؟ و چيزى هم نگفتى حضرت هم بتو چيزى نفرمود چه كار داشتى با حضرت؟
كنيز گفت ما در منزل مريضى داريم اهل منزل مرا فرستادند كه براى تبرك و شفاى مريض مقدارى از جامه حضرت را بگيرم و چون خواستم از جامه حضرت مقدارى پاره كنم حضرت مرا ديد و من خجالت كشيدم اين كار را بكنم و حضرت مرا به بيند و در ضمن ناراحت بودم كه از خود حضرت اجازه اين كار را بگيرم از اين جهت باين ترتيب كار خود را انجام دادم.
بيان- لفظ يسر را ممكن است مصدر بدانيم همان طورى كه در بالا معنا كرديم و ممكن است يسر بصيغه مضارع بخوانيم كه معنايش چنين مىشود. حسن خلق موجب سرور و خوشحالى صاحب خلق و يا خوشحالى مردم مىشود. و بلند شدن حضرت از جاى خود بخيال اين بوده كه شايد كنيز كارى دارد حضرت در هر بار بلند مىشود كه همراه كنيز براى انجام حاجتش برود و چون كنيز چيزى نگفت و منظورش معلوم نشد حضرت نشست و گفته شده كه حضرت بلند شد كه آن كنيز بهبيند جامه حضرت در كجا پارهگى و اضافى دارد تا بشود گرفت.
١٤- كافى. على بن ابراهيم ... از حبيب خثعمى از حضرت صادق ٧ كه رسول خدا ٦ فرموده با فضيلتترين شما خوشخلقترين شما است كه مردم با كمال آرامش در كنار آنها قرار ميگيرند و با مردم و مردم با آنها انس و الفت دارند و منزل و خانه آنها محل آمد و شد مهمانان و مردم است- (مرحوم مجلسى در اينجا توضيحاتى در الفاظ و تركيب حديث دارد).
١٥- كافى. عدهاى از مشايخ ... از ابن قداح از حضرت صادق ٧ كه امير مؤمنان ٧ فرمود مؤمن با مردم انس و الفت دارد و كسى كه با مردم و مردم با او الفت و ارتباطى ندارد در او خير و سودى نيست.
بيان. در اين حديث ترغيب و تاكيد شديدى شده بر انس و الفت كه مقصود رابطه داشتن با خوبان است گر چه احتمال الفت عمومى هست در صورتى كه با گناه آنها همراهى نداشته باشد كه در اخبار هست.
١٦- كافى. على بن ابراهيم ... از عبد اللَّه بن سنان از حضرت صادق ٧ كه