ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٣٦٩ - اخبار
١٠- كافى. محمد بن يحيى ... از ابى على لهبى از حضرت صادق ٧ كه فرمود.
ان اللَّه تبارك و تعالى ليعطى العبد من الثواب على حسن الخلق كما يعطى المجاهد في سبيل اللَّه يغدو عليه و يروح.
خداوند متعال به بنده خوش اخلاق ثوابى همانند ثواب كسى كه در راه خدا جهاد ميكند كه بسوى جنگ حركت نموده و برميگردد. چنين ثوابى عنايت ميفرمايد.
بيان ... علت اينكه خداوند چنان ثوابى عنايت ميفرمايد اين است كه اين دو كار (جهاد و مقيد بخوش خلقى) بر انسان دشوار و پر مشقت ميباشد بلكه جهاد با نفس و مراعات حدود الهى مشكلتر از جهاد با دشمن برونى است و از اين جهت باين جهاد جهاد اكبر گفته مىشود گرچه جهاد با دشمن هم خود مبارزه با نفس است جمله (يغدو عليه و يروح) كه بمعناى اين است كه صبح ميرود بجهاد و عصر هم ميرود بجهاد كنايه از اين است كه بطور استمرار و هميشه مشغول جهاد است چون معناى غدو اول روز و رواح آخر روز است (صبح و عصر و هميشه بجهاد ميرود) و يا معنا اين است كه اول روز ميرود و عصر برميگردد كه البته معناى اول ظاهرتر است.
و در مصباح گفته غدا و غدوا يعنى زمان طلوع فجر تا طلوع آفتاب كه حركت و رفتن در اين وقت را با لفظ غدا تعبير ميكنند ولى سپس استعمال شده در اصل معناى رفتن هر وقت كه باشد گر چه وسط روز باشد و معناى راح يروح روحا يعنى مراجعت كرد همچنان كه در آيه شريفه غُدُوُّها شَهْرٌ وَ رَواحُها شَهْرٌ سوره سبأ ١٢ باين معنا آمده است يعنى رفتن باد يكماه و برگشتش يكماه است و بعضى خيال ميكنند كه رواح فقط بمعناى رفتن در آخر روز است ولى چنين نيست بلكه رواح و غدو در نظر عرب زبانها بهر وقت رفتن گفته مىشود شب باشد يا روز صبح باشد يا عصر و لذا در حديث رفتن بنماز جمعه تعبير باين لفظ شده من راح الى الجمعه با اينكه صبح بنماز جمعه ميروند پس منظور اين است كه برود بنماز جمعه. و شايد معناى اولى كه گفته شد (رفتن بجهاد استمرار و تداوم داشته باشد) مناسبتر باشد و گفته شده. ممكن است منظور اين باشد كه ثواب حسن خلق هميشگى است و صبح و شام شخص خوش اخلاق ثواب دارد (البته بعيد نيست).
١١- كافى. محمد بن يحيى ... از قابوسى از شخصى از حضرت صادق ٧ كه فرمود خداوند متعال مقدارى از اخلاق اولياء خود را بعنوان عاريه بدشمنانش داده است تا در نتيجه دوستان خدا بتوانند در زمان حكومت و دولت دشمنان زندگى كنند و در حديث ديگرى آمده است كه اگر اين طور نبود دشمنان خدا احدى از دوستان خدا را باقى نميگذاشتند و همه را ميكشتند.
بيان. اينكه در اين حديث تعبير بعاريه شده ممكن است از چند جهت باشد ١- باين منظور باشد كه چنين اخلاقى نتيجه اخروى براى اين دشمنان ندارد مانند يك چيز عاريتى