ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٣٧ - اخبار باب
الهى را بجاى آورده است.
و همچنين تعليمى كه خداوند به پيامبر اسلام فرمود كه هنگام دخول مكه و در تمام كارها بگويد.
رَبِّ أَدْخِلْنِي مُدْخَلَ صِدْقٍ وَ أَخْرِجْنِي مُخْرَجَ صِدْقٍ خداوندا در جميع موارد ماموريت و رسالت مرا به بهترين وجه وارد كن و به بهترين وجه و سالم بيرون بياور و بهنگام وحى و گرفتن دستور و بهنگام رسالت و انجام وحى و ابلاغ دستور مرا يارى فرموده و كمك كن. و گفته شده معناى آيه اين است كه خداوندا تو مرا به مدينه وارد كن و از آنجا بسوى مكه خارج بنما. و گفته شده منظور دخول در قبر و خروج از آن براى بعث و حشر و نشر است كه اين دخول و خروج با صدق و سلم باشد. و دخول توام با صدق آن چيزى است كه پايان دنيوى و اخروى آن نيكو و پسنديده باشد.
وَ اجْعَلْ لِي مِنْ لَدُنْكَ سُلْطاناً" نَصِيراً".
خداوند از جانب خود براى من نيروئى عنايت فرما كه بتوانم در مقابل كسانى كه ميخواهند مرا از انجام فرائض و دستورات ممانعت كنند ايستادگى و مقاومت نمايم و قدرتى بده كه بر دشمنانم پيروز شوم و گفته شد- يعنى خدايا بمن سلطه و حكومتى عنايت نما كه بر تبهكاران قاهر و غالب شوم. و حضرت هم برعب و وحشت نصرت يافت كه خداوند رعب و وحشتى در دل دشمنان قرار داد. و در روايات وارد شده كه خواندن اين آيه موثر است هنگام دخول بر پادشاه و حاكم. و بيان شكر بودن اين آيه بهمان بيانى است كه گذشت.
٨- كافى محمد بن يحيى از احمد بن محمد بن عيسى از مقمر بن خلاد كه گفت شنيدم از موسى بن جعفر عليهما السّلام كه فرمود:
من حمد اللَّه على النعمه فقد شكره و كان الحمد افضل من تلك النعمه.
آن كس كه در برابر نعمت حمد و سپاس الهى را بنمايد قطعا" شكر خدا را انجام داده و همين حمد و سپاس از آن نعمت باارزشتر است. بيان- و كان الحمد. يعنى توفيق- يافتن انسان براى حمد و سپاس خود نعمتى است برتر و با ارزشتر از آن نعمت اوليه و اين نعمت موفقيت شكرى لازم دارد بنا بر اين محال است انسان از عهده شكر خدا برآيد پس انتها و آخرين مرحله شكر اعتراف بعجز و ناتوانى از اداء حق شكر است. و يا معنا اين است كه اين عمل حمد بهتر از آن نعمت است چون ثمرات و نتايج دنيوى و اخروى كه نصيب چنين شخص شاكرى مىشود بمراتب عظيمتر و با ارزشتر است.
٩- كافى محمد بن احمد از على بن حكم از صفوان جمال از حضرت صادق عليه-