ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٥٣ - اخبار باب
براى عنين (كسى كه قدرت آميزش ندارد) آماده شود كه مورد استفاده واقع نميشود. ٥- احسان و خدمتى كه براى شخص ناسپاس انجام شود.
٦٠- امالى. با همان اسناد تا ابى قتاده كه داود بن سرحان گفت خدمت حضرت صادق ٧ بوديم كه سديد صيرفى وارد شد سلام كرد نشست حضرت فرمود: اى سديد هر كس ثروت بيشترى داشته باشد حجت خدا هم بر او زياد است (مسئوليت بيشترى دارد) و اگر شما ميتوانيد ثروت خود را به خودتان بدهيد سديد عرض كرد يعنى چه و چگونه انسان مال خودش را به خودش ميپردازد؟ فرمود باين ترتيب كه نيازهاى برادران دينى را از همين اموال تامين نمائيد و با بذل اموال احتياج آنان را برطرف سازيد. سپس فرمود اى سديد نعمتهاى الهى را با حسن مجاورت و سپاسگزارى برخورد كرده و فراگيريد و از كسى كه در باره شما احسان نموده تشكر كنيد و به كسى كه از احسان شما تشكر مينمايد انعام و بخشش كنيد كه اگر شيوه شما چنين باشد مستوجب افزايش نعمت از خدا خواهيد شد و از برادران خود محبت و خيرخواهى مىبينيد سپس حضرت اين آيه را تلاوت فرمود لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ- ٦١- امالى. با همان اسناد تا ابو قتاده از صفوان جمال كه گفت معلى بن خنيس براى توديع و خداحافظى خدمت حضرت صادق ٧ آمد و قصد مسافرت داشت حضرت فرمود. اى معلى از خداوند عزت و كرامت بطلب خداوند عزيزت ميكند عرض كرد چگونه؟ فرمود: از خدا بترس كه در اين صورت همه چيز و همه كس از تو ميترسد و تو را محترم و عزيز ميداند. اى معلى با صله و بخشش به برادران دينى خود محبت كن كه خداوند عطاء و بخشش را عامل محبت و گرمى و امساك و منع را عامل بغض و خشم قرار داده است بخدا سوگند اگر شما از من چيزى بخواهيد عطا ميكنم بشما و اين عمل محبوبتر است نزد من از اينكه شما چيزى درخواست نكنيد و من ندهم و نبخشم كه در نتيجه بغض و بىمهرى بمن بورزيد و هر وقت كه خداوند متعال با دست من چيزى بشما برساند. محمود و پسنديده و مورد ثناء و ستايش خدا است و شما هيچ وقت از شكر نعمتى كه خداوند بدست من جارى ساخته دور نخواهيد بود.
٦٢- امالى. ابن حمويه ... از بكر بن عبد اللَّه كه گفت خليفه دوم عمر بن خطاب بر پيغمبر وارد شد در حالى كه حضرت ناراحت و تبدار بود عمر گفت يا رسول اللَّه خيلى ناراحت هستيد حضرت فرمود با اين ناراحتى و درد شديد امشب سى سوره از قرآن كه بعضى از آنها از سورههاى طولانى است قرائت نمودم و اين تب و رنج مانع من نشد. عمر گفت يا رسول اللَّه خداوند گذشته و آيندهات را مورد مغفرت و بخشش فرموده و تو اين چنين