ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٣٣ - اخبار باب
وحى موجب تعب و ناراحتى او بشود (البته اين گونه روايات باحتمال قوى بىاساس و نادرست است چون با سنت و روش حضرت تطبيق ندارد) و بيضاوى گويد معناى آيه اين است كه ما قرآن را نازل نكرديم كه تو خود را از جهت كفر و شرك قريش بناراحتى بيفكنى نه چنين نيست هر كس ميخواهد قبول كند و هر كه نميخواهد نكند و ايمان نياورد تو فقط مامور به ابلاغ هستى. و يا منظور ناراحتى و مشقت از لحاظ رياضت و شبزندهدارى و ايستادن بر روى پا و استعمال لفظ شقاء (ريشه لتشقى) بمعناى رنج و تعب استعمال شائع و رابحى است و اينكه از تعبير لتتعب عدول بلفظ لتشقى نموده شايد بمنظور اثبات سعادت و خوشبختى پيغمبر در مقابل شقاء و بدبختى است و گفته شد. اين آيه رد بر كفار و تكذيب آنان است. چون آنان هنگامى كه كثرت عبادت و رياضت پيامبر را مشاهده نمودند گفتند: اى محمد تو با اين اعمال رنجآور و عبادتهاى بيشمار و ترك دنيا خود را بدبخت كردهاى و قرآن عامل اين شقاوت تو شده است و من ميگويم (مرحوم مجلسى) ايستادن پيامبر در حال نماز بروى يك پاى خود و يا بر سر انگشتان و بستن ريسمان و امثال اينها ممكن است در اول بعثت و قبل از بعثت جزء شريعت و در دستورات دين بوده ولى بعدا «نسخ شده باشد البته بناء بر آنچه بگوئيم كه پيغمبر ٦ قبل از بعثت هم مطابق شريعت خودش عمل ميكرد و يا اگر بگوئيم حضرت قبل از بعثت مطابق شريعت و دين قبل از خودش عمل ميكرد ميتوان گفت كه اين گونه رياضتها و عبادتها در آن شريعت قبلى بوده و حضرت اين كارها را بر طبق آن شريعت انجام ميداده و بعدا «آن شريعت نسخ شده است (ولى با همه اين احتمالها احتمال قوى هم دارد كه اين گونه احاديث صحت سند و حقيقت نداشته باشد) ٤- كافى محمد بن يحيى ... از عبد اللَّه بن اسحاق جعفرى از حضرت صادق ٧ كه فرمود: در تورات نوشته شده است اشكر من انعم عليك و انعم على من شكرك فإنه لا زوال للنعماء اذا شكرت و لا بقاء اذا كفرت و شكر زيادت في النعم و امان، من الغير سپاس و تشكر كن از كسى كه نعمت بتو داده و انعام و احسان نما بر آن كس كه از تو تشكر و سپاس مىنمايد. چون هنگامى كه در برابر نعمت سپاسگزارى شد آن نعمت زوال و فنا ندارد و اگر كفران و ناسپاسى شد بقاء ندارد.
و شكر موجب ازدياد نعمت و ايمنى از تغير و تبدل او است.
بيان من انعم عليك اعم از منعم حقيقى (خداوند) و غير حقيقى است زياده في- النعم يعنى سبب زيادى نعمت است و امان من الغير بكسر غين و فتح ياء اسم مصدر تغير است يعنى نعمت به قسمت تبديل شود و از قاموس اللغه استفاده مىشود كه اين لفظ بفتح غين و سكون ياء است. در نهايت گويد در حديث استسقاء (طلب و دعاى باران) آمده: