ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٢٩٤ - اخبار
يعنى كه در حديث است گفتار حضرت صادق است كه گفتار پيامبر را معنا كرده و ممكن است گفتار بعضى از راويان حديث باشد. و منظور اين است. كه نفع مالى و مادى مقصود نيست بلكه با راى و مشورت او را كمك كند و در اين جمله ترغيب و تكليف شده كه كسانى را كه مصالح دينى و دنيوى خود را نميدانند ارشاد و راهنمائى نمايند. به يك نكته ادبى هم در اين حديث اشاره كنيم و آن اينكه لفظ اخرق كه بمعناى اسم تفضيل است (نادانتر) بر خلاف قاعدهات بايد اشد خرقا گفته شود. در آخر روايت اين جمله هست.
فاصمت لسانك الا من خير هم مجرد خوانده مىشود و هم از باب افعال و ثلاثى مزيد. هم لازم و هم متعدى استعمال مىشود و مقصود از خير آن سخنى است كه موجب ثواب اخروى شود و يا منفعت دنيوى بدان داشته باشد بدون اينكه زيان و ضررى بكسى برسد. بنا بر اين از سخن مباح كه نه نفع دنيوى و نه ثواب اخروى دارد سزاوار است كه انسان سكوت نمايد و امر در اين حديث براى مطلق طلب است كه هم مورد لزوم و وجوب سكوت را شامل مىشود و هم مورد رجحان و اولويت آن را.
و ضمنا در باره سخنان مباح كه نه حرام است و نه واجب و نه مستحب از جهتى بحث و اختلاف هست كه آيا چنين سخنانى در پرونده اعمال ثبت و ضبط مىشود يا نه از ابن عباس نقل شده كه اينها نوشته نميشود و كيفر و پاداشى هم در مقابل آنها نيست. ولى ظاهرا ثبت مىشود چون آيه شريفه ميفرمايد.
ما يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ.
هيچ گفتارى نيست مگر اينكه در كنار آن مراقب و نگهبانى است آماده و آيه ديگر كه فرموده وَ كُلُّ صَغِيرٍ وَ كَبِيرٍ مُسْتَطَرٌ و هر كوچك و بزرگى در پرونده انسان مسطور و ثبت است. و روايات زيادى كه در كتاب عدل وارد كرده و نقل نموديم. و كيفر و پاداش نداشتن دليل بر ضبط نشدن نميشود چون امكان دارد كه ثبت اين گونه سخنان جهت ديگرى غير ثواب و عقاب داشته باشد مثلا براى حسرت و اندوه كه چرا عمر گرانمايه را در اين لاطائلات صرف كردم با اينكه ميتوانستم كسب ثواب نمايم.
و اين روايت دلالت بر اين دارد كه داشتن يكى از اين صفات در حمد كمال موجب دخول بهشت است. و احتمال اين هم هست كه داشتن يكى از خصلتها بشرط اينكه گناهان كبيره را نداشته باشد موجب دخول بهشت است. و يا مقصود از كشاندن بطرف بهشت يعنى نزديك