ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٢٦٩ - اخبار
كه فرمود. اى ابا صالح هنگامى كه جنازهاى را بدوش گرفتهاى فرض كن كه جنازه تو است كه حمل مىشود و يا فرض كن از خداوند درخواست برگشت بدنيا پس از مردن نمودهاى و خداوند هم تو را پس از مردن برگردانده اكنون شروع كن و اعمال و كارهاى تازهاى را انجام بده سپس فرمود. چقدر شگفتآور است مردمان طبقه اول اموال خود را بارث براى طبقه آخرى نهادند و نداى كوچ كردن در ميان آنها داده شده ولى آنها مشغول لهو و لعب هستند.
١١- همان كتاب ابن ابى عمير از حكم از داود از حضرت باقر ٧ كه فرموده هر روز منادى ندا ميدهد. اى فرزند آدم زاد و ولد كن براى مردن و جمع ثروت كن براى فنا و بنا كنى براى خرابى (بالاخره ويران خواهد شد).
١٢- همان كتاب ابن ابى عمير از ابو ايوب از ابو عبيده كه گفت بحضرت باقر ٧ عرض كردم فدايت شوم حديثى و مطلبى بمن بفرما كه سودمند شوم. فرمود اى ابو عمير ياد مرگ و مردن را بسيار كن كه هيچ كس نيست كه زياد در ياد مرگ باشد مگر اينكه حالت زهد و بىرغبتى نسبت بدنيا در او حاصل مىشود (چون بهر چه دل بندد بالاخره از او جدا خواهد شد).
١٣- همان كتاب. على بن نعمان ... از ابى شيبه از حضرت باقر ٧ كه رسول خدا ٦ فرمود. مرگ را (فراموش نكنيد) كه مرگ با آنچه آورده است مىآيد. با آسايش و راحتى و رجوع و بازگشت با ميمنت بطرف بهشت و درجات عاليه براى اهل بهشت و خانه جاودان براى آنان كه سعى و كوشش براى آنجا داشتند و تمايل و رغبت آنان بسوى آن بود. و نيز فرمود وقتى كه شقاوت و بدبختى دامنگير كسى شد و ولايت و تسلط شيطان پيش آمد. آرزوهاى دور و دراز در مقابل چشم انسان جلوهگر مىشود و مرگ و ياد آن بكلى پشت سر رفته و اصلا مرگ را نمىبيند. و نيز فرمود از رسول خدا ٦ سؤال شد كدام يك از مؤمنين از همه زيركتر است فرمود آنان كه بيش از همه در ياد مرگ و آمادهتر براى فرا رسيدن آن باشند.
١٤- همان كتاب ابن ابى عمير از هشام بن سالم از حضرت صادق ٧ كه فرمود جبرئيل امين خدمت رسول خدا آمد و عرض كرد اى محمد ٦ هر طورى كه ميخواهى زندگى بكن ولى بدان كه خواهى مرد. و هر كسى را كه ميخواهى دوست داشته باشى بدار ولى بالاخره از او جدا خواهى گشت. و هر عملى كه ميخواهى بكنى انجام بده ولى آن را خواهى ديد (كيفر و پاداشش را مىبينى) ابن ابى عمير گفته كه ابن سنان اين جمله را اضافه نقل كرده. كه شرافت مؤمن نماز