ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٢٦٨ - اخبار
شده است (چون حتما خواهد آمد) ٨- مصباح الشريعه. حضرت صادق ٧ فرمود. اگر براى روز حساب هيچ وحشتى نباشد مگر احساس شرم عرضه اعمال بر خدا و رسوائى از پردهبردارى از پنهانىها و افشاى رازها جاى دارد كه انسان از سر كوه پائين نيايد و در شهر و آباديها منزل نكند و نخورد و نياشامد و نخوابد مگر اينكه مضطر و مجبور شود كه براى حفظ جان و پيشگيرى از تلف و مردن مقدارى بخورد و بخوابد. و كسى كه وحشت و هول و هراس قيامت را مىبيند و در هر نفسى و لحظهاى شدائد و مشكلات هولناك قيامت را برپا مىبيند و با چشم دل خود را در مقابل خداوند جبار احساس ميكند در اين هنگام مشغول بحسابرسى خود شده مثل اينكه در عرصه قيامت احضار و در امواج وحشتزاى رستاخيز مورد سؤال و بازپرسى قرار گرفته است. خداوند متعال فرموده.
وَ إِنْ كانَ مِثْقالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ أَتَيْنا بِها وَ كَفى بِنا حاسِبِينَ سوره انبياء ٤٧ اگر عملى باندازه يك دانه ارزن باشد ما آن عمل را آورده و بحساب آن خواهيم رسيد و ما براى حساب كافى خواهيم بود. و بعضى از ائمه عليهم السّلام فرمودهاند. شما مردم بحساب از خود حساب بكشيد پيش از اينكه بحساب شما رسيده شود و با ميزان شرم و حيا اعمال خود را وزن نموده و بسنجيد پيش از اينكه شما و اعمال شما را بسنجند. و ابو ذر رحمه اللَّه عليه گفته. يادآورى بهشت بمنزله مرگ است) خود را مرده مىبينيد) و يادآورى دوزخ نيز يكنوع مردن است شگفتا به كسى كه ميان دو مرگ زنده است. و روايت شده كه حضرت يحيى بن زكريا در طول شب از اول شب تا صبح در باره بهشت و دوزخ انديشه ميكرد و باين ترتيب شبزندهدارى نموده و بخواب نميرفت سپس صبحگاه چنين ميگفت. خداوندا بكجا مىشود فرار كرد و پناه برد بحر درگاه رحمت تو.
٩- روضه كافى. سلمان رضى عنه گفته است از شش چيز شگفت دارم كه سه چيز موجب خنده من شده و سه چيز مرا بگريه افكنده است. اما آنچه كه موجب گريه و ناراحتى من گشته است ١- مفارقت و جدائى از دوستان يعنى محمد ٦ و يارانش ٢- هول و هراس مردن ٣- ايستادن در برابر حق متعال براى حساب: و اما آنچه كه باعث خنده من شده است ١- آن كس كه در دنبال دنيا است با اينكه مرگ در دنبال او است ٢- كسى كه در غفلت و بىتفاوتى بسر ميبرد با اينكه كاملا خود تحت مراقبت است ٣- كسى كه دهان خود را پر از خنده ميكند ولى نميداند كه خداوند از او راضى و خشنود است يا نسبت باو خشمناك و ناراضى است.
١٠- كتاب حسين بن سعيد. ابن فضاله ... از ابا صالح از حضرت صادق ٧