ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ١٥٢ - اخبار اين باب
اين صورت است كه رحمت من دست آنها را خواهد گرفت و منت و لطف من بآنان خواهد و مغفرت و رضوان من شامل حال آنان خواهد شد كه من خداوند رحمان و رحيم هستم و باين صفات و نامها نام نهاده شدهام يعنى خودم اين اسامى را براى خود نهادهام و نيز از عالم (موسى بن جعفر عليهم السّلام) روايت مينمايم كه خداوند متعال وحى فرمود بموسى بن عمران ٧ كه دو نفر را زندانى كند موسى بن عمران هم آن دو نفر را بزندان افكند پس از مدتى آنان را آزاد كرد ديد يكى از آنها لاغر و ضعيف شده از او پرسيد چرا اين چنين ضعيفشدهاى و چه عاملى موجب اين حالت شده است؟ پاسخ داد خوف و ترس از خدا. ولى ديگرى را كه مشاهده كرد هيچ گونه تغييرى در او راه نيافته. از او سؤال نمود كه تو با هم زندانى خودت در يك وضع مشابه و واحدى بوديد چطور شده كه رفيقت آنچنان ضعيف شده ولى در حال تو هيچ گونه دگرگونى پيدا نشده است؟ آن شخص گفت چون من نسبت بخدا و لطف و كرمش خوش گمان و بسيار اميدوار بودم. موسى عرض كرد خداوندا گفتار هر دو بنده خود را شنيدى كداميك از اينها در نظر تو برتر و بهتر است خداوند فرمود آنكه داراى حسن ظن و اميدوار است او افضل است.
و نيز از عالم روايت مينمايم كه خداوند متعال بموسى بن عمران وحى فرمود. كه اى موسى به بنى اسرائيل بگو. من در كنار گمان و بينش بنده خود هستم اكنون خود بنده هر طور گمانى كه در حق من ميخواهد داشته باشد كه من طبق گمان و بينش بنده خود با او رفتار خواهم كرد.
٤٢- مصباح الشريعه. حضرت صادق ٧ فرمود. توكل كاسهاى است در بسته و مهر شده كه خداوند متعال او را مهر كرده و از اين كاسه هيچ كس نمىآشامد و كسى اين مهر را باز نخواهد كرد مگر متوكل و كسى كه تمام اعتمادش بخدا باشد همان طورى كه خداوند فرموده وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ ابراهيم ١١ و نيز فرموده وَ عَلَى اللَّهِ فَتَوَكَّلُوا إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ مائده ٢٣ اگر ايمان داريد بايد بر خدا توكل كنيد. كه توكل را كليد ايمان و ايمان را قفل بسته توكل قرار داده و با توكل است كه اين قفل باز و ايمان كامل بدست مىآيد و حقيقت و حقيقت و ماهيت توكل ايثار و برگزيدن است و معناى ايثار اولويت دادن و مقدم داشتن حق يكطرف است و شخص متوكل بالاخره يكى از دو ايثار را بايد در نظر بگيرد. يا توجه خود را بمعلول و اسباب و وسائل خلقت معطوف بدارد كه اين توجه بوسائط ظاهرى كه خود اينها معلول هستند حجاب و مانع خواهد شد از اينكه علت اصلى را بهبيند. و يا توجه خود را بعلت اصلى و سرچشمه هستى كه ذات بارى تعالى باشد معطوف ميدارد كه البته در اين صورت حجابهاى را كنار زده و با او خواهد بود و اگر ميخواهى كه واقعا متوكل باشى و متعلل نباشى