ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ١٥١ - اخبار اين باب
اعمالش مانند ساير مردم است. حضرت داود از نيت و روحيه و حالت آن زن سؤال كرد. زن گفت من در تمام حالاتم و در پيش آمدهائى كه رخ ميدهد تسليم محض هستم و اگر خداوند متعال مرا از وضعى كه داشتهام بوضع ديگرى برساند و وضع و حالت اول را دگرگون سازد من نسبت بوضع دومى خوشحالتر از وضع اولى خود هستم. حضرت داود گفت تو داراى حسن ظن و بسيار خوشبين هستى نسبت بخدا و نيز روايت از عالم مينمايم كه فرمود. بخدا سوگند مؤمن بهر خير و خوبى دنيوى و اخروى كه نائل مىشود بر اثر حسن ظن بخداوند متعال و خوشبينى او نسبت به پروردگار و اميدش بخداى مهربان و خوشاخلاقى او با مردم و خوددارى از غيبت كردن مؤمنين است. و قسم بخداى متعال كه خداوند عزيز هيچ مؤمنى را پس از توبه و استغفار عذاب نخواهد كرد مگر اينكه او نسبت بخدا بدگمان باشد و اميدش از لطف الهى كم باشد و بد اخلاق بوده و از مؤمنين غيبت نمايد. بخدا سوگند اگر بنده مؤمن داراى حسن ظن و اميدوار بخدا باشد خدا هم مطابق ظن و گمان او با او رفتار خواهد نمود.
چون خداوند متعال كريم و بزرگوار است و شرم دارد از اينكه بر خلاف گمان و بر خلاف اميد بنده خود عمل نمايد. بنا بر اين نسبت بخدا حسن ظن داشته و اميدوار باشيد كه خداوند فرموده الظَّانِّينَ بِاللَّهِ ظَنَّ السَّوْءِ عَلَيْهِمْ دائِرَةُ السَّوْءِ سوره فتح ٦ خداوند عذاب ميكند منافقين را ... كه نسبت بخدا گمان بد دارند و نتايج زيان بار اين بدگمانى بازگشت بآنان دارد. و روايت شده كه داود ٧ در گفتگوى خود با خدا چنين گفته. پروردگارا آن كس كه تو را شناخته ولى نسبت بتو خوشگمان و اميدوار نباشد چنين كسى بتو ايمان نياورده است.
و روايت شده كه در روز قيامت آخرين بندهاى كه دستور بردن بآتش دوزخ در حق او صادر مىشود. توجهى بخدا نموده و عرض ميكند خداوندا چنين گمانى نسبت بتو نداشتم خداوند ميفرمايد. گمان تو در حق من چه بود؟ عرض ميكند گمان ميكردم كه گناهان مرا مىبخشى و در بهشت خود مرا سكونت ميدهى. خداوند متعال بملائكه و فرشتگان ميفرمايد. قسم بعزت و جلال و جود و كرم و بلندى مقام خودم كه اين بنده من يك لحظه هم بمن خوش گمان نبود و اگر يك لحظه اين خوشگمانى را داشت من او را با آتش نميرساندم. اى ملائكه من همين دروغش را بپذيريد و او را داخل بهشت نمائيد. سپس حضرت عالم فرمود. خداوند متعال ميفرمايد. هان مبادا كه اهل عمل تنها اتكاء و اعتمادشان بر اعمال خود باشد كه آنها هر چه كوشش كنند و در طول عمر خود متحمل رنج عبادت شوند با اين عبادات زياد حق عبادت مرا نميتوانند انجام دهند و با اين زحمات بآن كرامت و مقامى كه نزد من ميخواهند داشته باشند نميرسند و لكن بايد وثوق و اعتماد برحمت من داشته و اميدوار بفضل و لطف من باشند و بمن خوشگمان بوده و بحسن ظنى كه بمن دارند اطمينان و آرامش دل داشته باشند كه در