ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ١٢٥ - تفسير آيات
واگذار شود براى تمامى كارها بس است و او كفايت خواهد نمود پس توكل بر او كن- ما يفتح اللَّه من رحمه- آن نعمتهائى كه خداوند براى بندگان خود سزاوار بداند (از قبيل صحت و امنيت و نعمت علم و نبوت و ولايت كه على بن ابراهيم از حضرت صادق ٧ روايت كرده كه فرمود متعه هم از اين نعمتها است)- فلا ممسك لها- هيچ كس نميتواند مانع شود و ما يمسك فلا مرسل له من بعد- و اگر از جهت عدم شايستگى مردم نعمت خود را باز دارند هيچ كس جز او نميتواند آن نعمت را بياورد- و هو العزيز الحكيم- و او بر همه غالب و پيروز و احدى نميتواند با او بمنازعه و مبارزه برخيزد و هر چيز را بجا و با آگاهى انجام ميدهد من كان يريد العزة- كسى كه در صدد كسب غزت و عظمت است- فللَّه العزه جميعا- پس بايد او را از خدا بطلبد كه عزت كلا براى او است و در تفسير مجمع از پيامبر ٦ است كه فرموده: پروردگار شما هر روز اعلام ميدارد و ميفرمايد. من عزيزم و هر كس عزت هر دو جهان را ميخواهد بايد سر بفرمان عزيز (من) باشد.- أ ليس اللَّه بكاف عبده و يخوفونك بالذين من دونه آيا خداوند نميتواند امور بندهاش را كفايت كند. اى رسول ما اينان ترا از ناحيه معبودهاى خود تهديد ميكنند كه چنين گفته شده قريش به پيامبر عرض كردند. ما ميترسيم كه اين خدايان ما تو را آسيب بزنند چون تو اينها را نكوهش ميكنى- و در روايت على بن ابراهيم است كه معناى آيه اين است كه عدهاى بتو ميگويند اى محمد على ٧ را بر ما برترى مده و او را اين طور بزرگ نكن و گر نه ما از تو دست برداشته و ملحق بكفار ميشويم و با اين روش تو را تهديد ميكنند- أ ليس اللَّه بعزيز ذى انتقام- آيا خداوند غالب و قاهر نيست؟ و از دشمنان انتقام نخواهد گرفت؟: ليقولن اللَّه- اگر سؤال شود خالق كيست؟ قطعا ميگويند خدا دليل بر وحدانيت او روشن و آشكار است- قل أ فرأيتم ...- بگو بآنان پس از اين اقرار و اعتراف كه خالق و آفريدگار جهان خداوند يكتا است اگر خداوند متعال اراده زيان و يا اراده رحمت و لطف بنمايد آيا اين خدايان ميتوانند مانع اراده او بشوند- قل حسبى اللَّه- بگو براى رساندن خير و دفع ضرر و دشوارى خداوند كافى است و قطعا توانائى دارد- عليه يتوكل المتوكلون- متوكلان چون ميدانند همه چيز از او است بر او فقط توكل بكنند.- و هو على كل شيء وكيل- متصرف در هر چيز است- له مقاليد السموات و الارض- تمام كليدهاى آسمانها و زمين از آن او است و غير او اختيار و قدرت بر تصرف در آنها ندارد- يعنى خدا حافظ و نگهدارنده آنها است- و افوض امرى الى اللَّه- من كارهاى خود را باو واگذار مينمايم تا مرا از هر بدى مصون بدارد- ان اللَّه بصير بالعباد- بحال بندگان بينا و آگاه است پس حفظ و حراست خواهد نمود- فوقا هم اللَّه سيئات ما مكروا- از عواقب شوم مكر و حيله آنان نگهداشت. و در خصال از حضرت صادق ٧ است كه