ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٣٨٩
١٦- كافى. از عده مشايخ از برقى از بعض اصحاب مرفوعا از حضرت صادق ٧ كه فرمود كفى بالحلم ناصرا و قال اذا لم تكن حليما فتحلم. حلم و بردبارى بهترين يار و ياور است. و فرمود اگر حليم و بردبار نيستى خود را بحلم و بردبارى وادار كن.
بيان. اينكه فرمود حلم يار و ياور خوبى است از اين جهت است كه با بردبارى خصومت و دشمنى از بين ميرود بلكه دشمن تبديل بدوست ميگردد و اين خود بهترين نصرت است. علاوه بر اين شخص بردبار در نظر مردم دوستداشتنى است و طبعا در مقام منازعه مردم او را بر عليه دشمنش يارى مينمايد و در مشكلات باو كمك ميكنند. و جمله بعدى معنايش اين است كه اگر از نظر طبع و خلقت داراى صفت حلم نيستى تو خود با زحمت و مشقت و با جهاد با نفس اظهار حلم و بردبارى كن و تمرين كن تا اين صفت خلق و خوى تو شود و تدريجا بر تو سهل و آسان گردد.
با اينكه قبلا هم گفتيم اگر اخلاقى را با مشقت و زحمت و بر خلاف طبع بخود بگيرد ثواب و ارزشش بيشتر است. و امير مؤمنان ٧ فرموده اگر حليم نيستى اظهار حلم كن كه هر كس خود را شبيه گروهى كرد از آنها خواهد شد.
١٧- كافى. محمد بن يحيى ... از حفض بن ابى عايشه كه حضرت صادق ٧ غلامش را دنبال كارى فرستاد. طول كشيد و غلام نيامد حضرت براى بررسى وضع غلام از خانه بيرون آمد. بر خلاف انتظار مشاهده فرمود كه غلام خوابيده حضرت نشست بالاى سر غلام و او را باد ميزد تا وقتى كه غلام بيدار شد. حضرت فرمود فلانى اين براى تو درست نيست كه شب بخوابى و روز هم بخوابى شب براى خواب روز هم براى ما.
توضيح ... اين حديث دلالت بر اين دارد كه جائز است انسان بغلامش پس از خواب روز دستور انجام كار بدهد در صورتى كه شب باو كارى ارجاع نكرده باشد و بخدمت نگرفته باشد و نيز دلالت دارد بر اينكه مستحب است غلام را از خواب بيدار نكند و او را باد بزند كه نهايت مروت و حلم است.
١٨- كافى. محمد بن يحيى ... از جابر از حضرت باقر ٧ كه رسول خدا ٦ فرمود. خداوند شخص باحيا و حليم و عفيف متعفف را دوست دارد.
توضيح. عفيف يعنى كسى كه از حرام مخصوصا از حرامهاى مربوط بشكم و فرج اجتناب نمايد و متعفف با تاكيد عفيف است مثل اينكه ميگويند ليل اليل شب تار و خيلى تار و يا منظور از عفيف اجتناب از حرام و متعفف كسى كه از مكروه اجتناب كند چون اجتناب از مكروه عفت و خوددارى بيشترى است پس با وزن متعفف مناسبتر است و يا عفيف عفه مربوط بشكم و متعفف عفت مربوط بفرج است و يا عفيف عفت از حرام و متعفف خوددارى از سؤال است همچنان كه در آيه شريفه است يَحْسَبُهُمُ الْجاهِلُ أَغْنِياءَ مِنَ التَّعَفُّفِ بقره ٢٧٣ اين فقراء چون سؤال و اظهار