ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٢١٢ - اخبار اين باب
استحقاق بعدى استحقاق قبلى و متقدم را نابود كند و آنچه كه ميماند همه استحقاق بعدى و هيچ گونه تقابل و كسر و انكسارى در كار نباشد اين حرف و احباط اين چنينى از نظر ما و اصحاب ما باطل است و مذهب و نظر ابو على جبائى كه متاخر و اعمال بعدى بتمامه باقى و آنچه كه قبلا انجام داده بطور كلى حبط ميگردد اين نيز باطل و با آيات و اخبارى كه ميگويند هيچ عملى ضايع و تباه نميشود منافات دارد.
(و من يعمل مثقال ذره خيرا يره .....) ولى نظر ابو هاشم پسر ابو على با ظواهر نصوص منافاتى ندارد زيرا وقتى نباشد كه متقدم و اعمال قبلى هم در اعمال بعدى اثر كند و كسر و انكسار حاصل شود بنا بر اين هم اعمال گذشته موثر و نتيجهبخش است هم اعمال بعدى و هر يك از ديگرى بيشتر شد آن زيادى و اضافه باقى ميماند پس بطور كلى بحساب همه اعمال رسيدگى شده و هيچ عملى ضايع و تباه نشده و عامل هم اعمال خير و شر خود را ديده. و لكن پايه نظريه ابو هاشم كه گفته مطلوبست نميشود انسان هم مستحق عقاب باشد و هم مستحق ثواب و جمع ما بين اين دو با هم منافات دارد. البته اين زيربنا صحيح نيست چون از نظر هيچ گونه منافاتى بين اين دو استحقاق نيست و ممكن است هم ثواب داشته باشد و هم عقاب بلكه عقل بطور جزم و يقين حكم ميكند كه مثلا" دو نفرى كه يكى از آنها اطاعت بسيار زيادى انجام ولى مقدار كمى هم معصيت و گناه دنبال آن همه طاعت مرتكب شده و شخص ديگرى كه گناه و معصيت و هم چنين اطاعت و بندگى كرده فقط مختصرى و اندكى اين طرف از آن طرف بيشتر است. اين دو نفر بحكم عقل مساوى و برابر نيستند و همين طور كسى كه معصيت و طاعت هر دو را بيك ميزان انجام داده با آن كسى كه اساسا هيچ عملى نه خير و نه شر انجام نداده مساوى و برابر نيست.
يك وجه ديگر هم امكان دارد و آن اينكه ممكن است هنگامى كه انسان طاعتى را انجام داد عقاب سابق كه در اثر گناهى كه قبلا مرتكب شده ساقط شود ولى بعنوان عفو و مغفرت الهى و اين وجه از كلمات اصحاب ما رضوان اللَّه تعالى عليهم استفاده مىشود ولى در مورد ثواب ان تصور راه ندارد كه مثلا ثواب سابق ساقط شود البته امكان دارد استحقاق ثواب و يا وعده ثواب بر اطاعتهاى قبلى مشروط باين معنا باشد كه معصيتى دنبال آن نيايد همچنان كه ثواب ايمان و ثواب طاعت مشروط باين است كه در حال مرگ ايمانش را حفظ و با آن حالت از دنيا برود كه خيلى از اصحاب اين عقيده را دارند ولى اين اشتراط عمومى و شامل همه معاصى نيست كه هر معصيتى كه انسان مرتكب شود موجب سقوط ثواب اطاعت سابق گردد بلكه بعضى از معصيتهاى مخصوص است كه اين اثر سوء را دارد يعنى آن معصيتى كه در روايت نام برده شد و ضمنا آنچه كه در روايات ضعيف آمده كه موجب بطلان طاعت مىشود قابل