ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ١٤٢ - اخبار اين باب
مينمايم خداوند هم ميفرمايد فَوَقاهُ اللَّهُ سَيِّئاتِ ما مَكَرُوا خداوند او را از مكر و نقشه شوم آنان محفوظ داشت.
١٤- امالى صدوق از امير مؤمنان ٧ كه فرمود. هر كس اعتماد و اتكائش بزمان و عصر باشد (بغير خدا اعتماد كند) بزمين خواهد خورد.
١٥- خصال. حضرت صادق ٧ فرمود. اعتماد و توكلت بر خدا باشد كه در اين صورت مؤمن كامل هستى و راضى و خشنود باش به آنچه خدا نصيبت نموده كه در اين صورت بىنياز هستى و چشم توقع از ديگران كه ندارى داراى روحيه غنا و بىنياز خواهى شد.
١٦- خصال صدوق. از پدرش ... از معاويه بن عمار از حضرت صادق ٧ كه فرمود اى معاويه هر كس توفيق سه چيز را داشته باشد از سه چيز محروم و بىنصيب نخواهد شد ١- كسى كه موفق بدعا شود بالاخره دعايش مستجاب خواهد شد ٢- و كسى كه توفيق شكر و حالت سپاسگزارى داشته باشد نعمتش زياد خواهد شد ٣- كسى كه داراى توكل باشد امورش كفايت خواهد شد چون خداوند متعال ميفرمايد در قرآن مجيد وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ- و ميفرمايد- لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ و ميفرمايد ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ بترتيب سوره طلاق ٣: ابراهيم ٧: غافر ٦ در كتاب محاسن معاويه بن وهب از حضرت صادق نيز همين طور نقل شده است.
١٧- خصال صدوق. از پدرش ... از حماد بن عيسى از حضرت صادق ٧ كه امير مؤمنان ٧ فرموده است در مواعظ لقمان به پسرش چنين آمده است. اى فرزند:
آن كس كه يقين و نيت و ايمانش ضعيف است و در باره رزق و روزى تشويش خاطر دارد بايد با توجه بحالات خود عبرت بگيرد كه خداوند متعال در سه حالت او را رزق و روزى داده و او خود كوچكترين فعاليت و كسب و كار و فكر و انديشهاى نداشته پس مطمئن باشد كه در حالت چهارم هم روزى او را خواهد داد اما حالت اول اينكه او در رحم مادرش در محل و قرارگاه مسدودى بوده كه هيچ گونه سرما و گرما او را آزار نميداد و رزق و روزى او را در آن حال مقرر داشت سپس او را از آن محل بيرون آورد و او را از شير مادر روزى داد كه آن شير او را پرورش داده و نيازش را تامين نمود بدون اينكه او از خود قدرت و نيروئى داشته باشد سپس بعد از مدتى از شير گرفته شد و تا چندين سال در تحت پرورش پدر و مادر قرار گرفت و آنها با كمال رافت و رحمت و با قلبى آكنده از عشق و مهر كسب و كار نموده و او را رزق و روزى دادند و حتى گاهى بسيارى از اوقات او را بر خودشان مقدم ميداشتند تا وقتى كه بزرگ شد و داراى عقل و فكر گشت و مشغول كسب و كار گرديده كه در اين حالت چهارم افكار و انديشههاى بيخود او را در فشار قرار داد و گمانهاى گوناگون در او راه يافت و حقوق مالى الهى را انكار كرد و بر خود و خانواده خود