ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ١٤١ - اخبار اين باب
گفتم چطور؟ گفت من در يكى از كتابهاى اجداد خود ديدهام كه خداوند متعال ميفرمايد ...
و حديث را آنچنان كه گذشت در همين حديث بيان كرده من گفتم يا ابن رسول اللَّه اين حديث را بر من املاء كن. حديث را املا كرد و من نوشتم يا ضبط كردم. پس از آن گفتم نه بخدا قسم ديگر چيزى از او درخواست نخواهم كرد.
بيان. در قاموس است كه ينبع بر وزن ينصر قلعه و باغى است در سر راه حجاج مصر كه داراى چشمهها و درختان خرما و زراعتهائى است.
٩- امالى صدوق. ابن مسرور ... از عبد اللَّه بن قاسم از حضرت صادق از پدرانش از على بن ابى طالب عليهم السّلام. فرمود. بآنچه كه انتظار و اميد ندارى اميدوارتر باش تا آنچه كه اميدوار هستى (در نوميدى بسى اميد است) كه موسى بن عمران ٧ باميد دستيابى بآتش حركت كرد (و رسيدن بمقام نبوت را انتظار نداشت) ولى خدا با او سخن گفت و كليم اله شد و با مقام نبوت مراجعت كرد و نيز ملكه كشور سبا بيرون رفت ولى در دست سليمان موفق باسلام گشت. و نيز ساحران زمان فرعون بمنظور پشتيبانى از فرعون و كسب عزت براى او حركت كردند ولى با موفقيت بايمان و هدايت الهى برگشتند.
١٠- امالى صدوق. ابن ادريس ... از حسن بن جهم كه گفت از حضرت رضا ٧ سؤال كردم كه حد و مرز و بيان حقيقت توكل چيست؟ فرمود. اينست كه با داشتن خدا از هيچ كس خوف و ترس نداشته باشى. عرضه داشتم حد و تعريف تواضع چيست؟ فرمود.
اين است كه با مردم طورى رفتار و برخورد داشته باشى كه دوست دارى مردم با تو چنان رفتار نمايند عرض كردم فدايت شوم خيلى ميل دارم بدانم كه من چه مقدار در نظر شما ارزش دارم و علاقه شما نسبت بمن چگونه است؟ فرمود ببين علاقه تو نسبت بمن چگونه است؟
محبت من هم نسبت بتو همان طور است.
١٢- امالى صدوق. ابن ادريس از پدرش از اشعرى از برقى از پدرش از وهب از حضرت صادق ٧ از آباء بزرگوار خود از رسول خدا صلى اللَّه عليه و عليهم كه خداوند متعال فرمود. اى فرزند آدم تو مرا در آنچه امر ميكنم اطاعت كن و مرا بمصالح خود اعلام مكن يعنى من خود ميدانم كه مصلحت تو در چيست و نيازى نيست كه تو مرا از آنچه كه بصلاح تو است آگاه كنى.
١٣- قرب الاسناد. ابن عيسى از بزنطى كه گفت از حضرت رضا ٧ شنيدم كه ميفرمود. ايمان داراى چهار ركن است ١- توكل بر خداوند متعال ٢- راضى و خشنود بودن بقضاء الهى ٣- تسليم بامر پروردگار ٤- واگذارى كارها بخداوند مهربان كه بنده صالح خدا (مؤمن آل فرعون) گفت و افوض امرى الى اللَّه من كارهاى خود را بخدا تفويض