ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٣٩٦
سكوت كه اصلا نه چيزى بگويد و نه عكس العملى انجام دهد. و حلم بالاتر است يعنى حرفى بگويد و كارى كند كه باعث برطرف شدن فتنه و نزاع شود و موجب تسكين غضب گردد. پس حلم يعنى عقل و بكاربرد آن است.
مؤلف. بسيارى از اخبار مربوط باين باب در ابواب جوامع مكارم و صفات مؤمن و باب صفات بندگان خوب نقل شد.
٣٠- امالى. حسين بن محمد ... از عبد الرزاق كه گفت كنيز حضرت سجاد داشت بدست حضرت آب ميريخت كه براى نماز وضوء بگيرد ناگهان ظرف آب از دست كنيز افتاد و صورت حضرت را مجروح كرد حضرت سر بلند كرد و بسوى كنيز نگاهى كرد كنيز گفت خداوند متعال ميفرمايد. و الكاظمين الغيظ حضرت فرمود خشم خود را فرو بردم. كنيز گفت و العافين عن الناس حضرت فرمود خداوند تو را عفو فرمايد. عرض كرد و اللَّه يحب المحسنين. فرمود برو كه آزادت كردم.
٣١- امالى. ما جيلويه ... از زراره از حضرت صادق ٧ كه فرمود. روش ما اهل بيت عفو و گذشت است از كسى كه بما ظلم نموده است.
٣٢- امالى. از امير مؤمنان ٧ كه فرمود. هيچ عزتى بالاتر از حلم و بردبارى نيست.
٣٣- امالى. ابن ناتانه ... از ابن بكير از امام ششم ٧ كه فرمود. براى مؤمن از جهت نصرت الهى همين بس است كه ببيند دشمنش آلوده بمعصيت الهى است.
٣٤- در خصال هم از آن حضرت چنين نقل شده.
٣٥- امالى. ابن برقى ... از ربيع حاجب كه منصور دوانيقى بحضرت صادق ٧ عرض كرد. حديثى از خودت براى من بفرما تا از آن پند و اندرز گيرم و مرا با صدق و حقيقت از هلاكت و شقاوت باز دارد. حضرت فرمود. بر تو باد بحلم و بردبارى كه اساس و پايه علم و دانش است. و هنگام قدرت و توانائى بر خود مسلط باش كه اگر آنچه را كه از دستت مىآيد انجام دهى مانند كسى هستى كه از خشم خويش انتقام گرفته و كينه خود را بكار برد و يا كسى كه شهرت بصولت و شجاعت و تهور را دوست داشته باشد. و بدان اگر كسى را كه مستحق عقوبت است كيفر نمائى مهمترين مدح و توصيفى كه از تو مىشود و عدل و دادگرى است (البته عدالت بهترين حالات و صفات است) ولى حالتى كه موجب شكر و سپاس است كه در مقابل نعمت قدرت شكر نمائى و از اهل تقصير عفو و گذشت كنى از حالتى كه موجب صبر باشد بهتر و افضل است. منصور گفت اندرز خوبى فرمودى با بيان كوتاه تا آخر حديث.
٣٦- امالى. حسن بن عبد اللَّه ... از عبد اللَّه بن زهير كه گفت علاء بن حضرمى بر پيامبر