ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٣٩٥
را اظهار و بكار برد ولى با توجه بمنافع دنيوى و اخروى آن خشم خود را اظهار نميكند مانند كسى كه دواى تلخى را كه طبعش نمىپذيرد نميخواهد بياشامد ولى با توجه بمنافع آن دواء اين حالت را دفع ميكند و همين طور است صبر در برابر بلاء و مصيبت و بىتابى نكردن و فرق بين كظم و صبر اين است كه كظم غيظ در موقع قدرت و صبر در مورد ناتوانى است.
٢٨- كافى. على بن ابراهيم ... از حضرت باقر ٧ كه پدر بزرگوارم بمن فرمود.
اى فرزند هيچ چيزى مثل جرعه خشم كه پايانش صبر و رضا باشد موجب روشنى چشم پدرت نيست و دوست ندارم كه تواضع و انقياد نفس را بعوض مال زياد و نفيس از دست بدهم.
بيان .... اينكه فرمود پايانش صبر باشد ظاهرا مقصود از صبر رضايت و پسنديدن و انتخاب فرو بردن خشم و انتقام نگرفتن است و يا منظور اين باشد كه ابتداء با فشار و زحمت خود را به كظم غيظ و فرو بردن خشم وادار كند و اين روش را چندين بار ادامه دهد تا بدرجه صابران برسد بطورى كه ترك انتقام طبيعت او شود و بآن عادت نموده و بدون فشار روحى اين عمل روش طبيعى او گردد و اين صفت از افضل صفات مقربين درگاه الهى است. و نيز گفته شده كه كظم غيظ در موردى است كه قدرت بر انتقام داشته باشد كه اين حالت محبوب خدا است اگر چه برسد. بجائى و حدى كه در صورت نداشتن قدرت هم صبر نمايد كه البته اين توجيه بعيد است.
٢٩- كافى. از عده مشايخ ... از ابو حمزه كه حضرت صادق ٧ فرمود.
ما من جرعة يتجرعها العبد احب الى اللَّه من جرعة غيظ يتجرعها عند ترددها في قلبه اما بصبر و اما بحلم.
هيچ جرعهاى كه بنده مينوشد در نزد خدا محبوبتر از جرعه خشمى كه مينوشد نيست در آن هنگامى كه در دل خود ترديد دارد كه بنوشد يا نه كه بالاخره با نيروى صبر و يا حلم و بردبارى بنوشد.
ايضاح. مقصود از ترديد دل اين است كه دل از طرفى مايل بنوشيدن جرعه خشم مىشود از جهت اجر و پاداش و اصلاح و تربيت نفس و روح كه در كظم غيظ هست. و از طرفى مايل باعمال خشم است از جهت اينكه در فرو بردن خشم ناراحتى و تلخى هست كه تحملش مشكل است.
و فرق بين صبر و حلم اين است كه صبر در موردى است كه انسان طبعا حليم و بردبار نيست و خود را وادار بآن نموده و صبر ميكند ولى حلم در موردى است كه اين صفت خوى و طبع او باشد.
و يا باين فرق كه صبر در موردى است كه قدرت بر انتقام ندارد و صبر نموده و بىتابى نميكند.
و حلم در موردى است كه قدرت دارد ولى با كرم و بزرگوارى خود گذشت ميكند بنا بر اين كه بگوئيم كظم غيظ گاهى در مورد قدرت نداشتن هم استعمال مىشود. و گفته شده كه صبر يعنى