ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٢٨٧ - اخبار
كرد. اگر برادر دينى تو غائب باشد او را به بهترين وجه ياد كن بهتر از آن وضعى كه دوست دارى تو را در نبودنت يادآور شوند و بدان كه عمل و كار آزرنده اين است و كارها و اعمال تو مانند اعمال كسى باشد كه ميداند در مقابل اعمال نيك و بدش كيفر و پاداش خواهد داشت.
٤٧- اختصاص. امير مؤمنان ٧ بفرزندش محمد بن حنفيه فرمود. آنچه را كه نميدانى نگو و همه آنچه را كه ميدانى مگو.
٤٨- اختصاص. حضرت صادق از پدرش عليهما السّلام كه عيسى بن مريم عليهما السّلام فرموده خوشا بحال كسى كه سكوتش انديشه و تفكر و نگاهش عبرت و پندگيرى باشد و خانه مسكونى او (بميزان نيازش) وسعت داشته باشد و بر خطا و گناهش بگريد و مردم از دست و زبانش در امان باشند.
٤٩- اختصاص حضرت رضا ٧ فرمود. چقدر زيبا است سكوتى كه از جهت ناتوانى و خستگى نباشد و پرحرفى است كه لغزشهائى دارد در كتاب مشكاة الانوار از موسى بن جعفر ٧ نيز چنين نقل شده است.
٥٠- اختصاص داود رقى از حضرت صادق ٧ كه فرمود سكوت گنجى است زياد و زينت شخص حليم و بردبار و پوشش عيوب نادان است.
٥١- اختصاص حضرت رضا ٧ فرمود. سكوت درى است از درهاى حكمت و دانش و او عامل جلب محبت و دليل هر خير و خوبى است و فرمود. از علامات و نشانههاى فقه و فهم حلم و بردبارى. علم و دانش. سكوت و خاموشى است.
خواهى داشت. و حزن و اندوه و همچنين ترس و خوف از خدا موجب ازدياد و قوى شدن حياء مىشود. و حيات جايگاه خشيت از حق است. پس اول منشأ حياء احساس هيبت و عظمت حق است و صاحب حياء بكار خود مشغول و از مردم دنيا بدور و از آنچه كه آنها بآن سرگرم هستند منزجر است و صاحب حياء طورى است كه اگر مردم با او كارى نداشته باشند با هيچ كس آميزش و مجالست نميكند. رسول خدا ٦ فرموده است هنگامى كه خداوند براى بندهاى خير و خوبى بخواهد او را نسبت بمحاسن و كارهاى خويش غافل و بىتوجه نموده ولى كارهاى بدش را در مقابل چشمش هميشه مجسم مينمايد و او را از همنشينى با كسانى كه از ياد و ذكر خدا اعراض نمودهاند بىميل و متنفر ميگرداند.
و حياء بر پنج نوع است ١- حياء و شرم از گناه ٢- حياء تقصير و كوتاهى در عبادت ٣- حياء بزرگوارى ٤- حياء محبت بخدا ٥- حياء از هيبت و عظمت الهى. و براى هر يك از اينها اهلى و اشخاصى و براى اهل اين مراتب درجه و حد معينى است.