ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٢٠٧ - اخبار اين باب
معناى غبار است گرفته شده و قباطى بفتح قاف جمع قبطيه بكسر قاف جامه سفيد و درخشان و لطيفى از جنس كتان كه در مصر ساخته مىشود و گاهى هم بضم قاف خوانده مىشود چون در مقام نسبت حركات تغيير داده مىشود.
و در مصباح اللغه گفته قبطى بضم قاف پارچهاى است از كتان نازك و لطيف كه در مصر بافته مىشود و منسوب به قبط است. بر خلاف قاعده نسبت و اين آيه دلالت بر اين دارد كه فسق و گناه موجب حبط عمل و از بين رفتن اطاعت مىشود ولى بعضى از مفسرين حبط اعمال را بمورد كفر اختصاص داده نه اينكه هر گونه معصيت و گناهى باعث حبط عمل شود فقط در صورتى كه انسان كافر شود اعمال خوب گذشتهاش كه در حال اسلام انجام داده حبط مىشود و بكلى بىنتيجه مىگردد و البته در اين جهت اختلافى نيست و ما فعلا بطور اجمال در باره معانى حبط و تكفير و در باره اختلاف نظرهائى كه در اين مورد هست مطالبى را متذكر ميشويم باين توضيح. از نظر متكلمين حبط عبارت است از باطل شدن اعمال حسنه انسان باين معنا كه آن اثر و فائدهاى كه از آن عمل مورد توقع است بر آن مترتب نميشود و در مقابل حبط تكفير است باين معنا كه اعمال سيئه و كارهاى بد انسان از بين ميرود و مقتضاى آن و اثر زشت آن نابود ميگردد پس تكفير تقيض احباط است او معصيت و گناه را از بين ميبرد و احباط طاعت و كارهاى خوب را بىاثر ميكند و با همين تعبير در اخبار و روايات زيادى اين مطلب آمده است و البته در ميان متكلمين مشهور است كه طايفه وعيديه خواهد از معتزله و يا غير آنها قائل باحباط و تكفير هستند ولى غير وعيديه معتقد به احباط و تكفير نيستند و لكن اين حرف بطور مطلق صحيح نيست كه فقط يك طايفه از اهل اسلام عقيده به احباط و تكفير داشته باشند زيرا اصل احباط و تكفير مطلبى است كه همه مسلمين آن را پذيرفته و معتقد بآن هستند همان طورى كه از آيه و مطالب آينده استفاده مىشود. بنا بر اين لازم است مقصود هر گروه از اينها كاملا بيان شود تا اينكه حق مطلب و حقيقت امر واضح و روشن گردد. پس بنا بر اين كلام را از اينجا شروع ميكنيم كه هيچ اختلافى بين مسلمين در اين نيست كه هر مؤمنى كه داراى اعمال صالحه باشد مسلما داخل بهشت شده و بطور دائم و مخلد در آن خواهد ماند همچنان كه هر كافرى هم وارد آتش دوزخ شده و هميشگى در آن خواهد بود. اما آن مؤمنى كه داراى اعمال مختلط باشد قسمتى اعمال حسنه و قسمتى هم اعمال زشت و سيئه داشته باشد مورد اختلاف انظار است. گروهى از طائفه مرجعه عقيده دارند كه اساسا ايمان بمبدأ و معاد و اعتقاد باسلام تمامى گناهان را حبط ميكند كه اگر ايمان شد ديگر هيچ گونه عقابى براى گناهان نيست. همچنان كه در صورت كفر هيچ پاداشى براى طاعات نيست كه نهايتا چنين